حسن حسن زاده آملى

11

گنجينه گوهر روان (فارسى)

19 . آن‌كه در وادى مقدّس « من كيستم ؟ » قدم ننهاده است ، خروارى به خردلى . 20 . آن‌كه از اعتلاى فهم خطاب محمّدى سر باز زده است ، خود را به مفت باخته است . 21 . آن‌كه طبيعتش را بر عقلش حاكم گردانيده است ، در محكمه هر بخردى محكوم است . 22 . آن‌كه در اطوار خلقتش نمىانديشد ، سوداى او سراسر زيان است . 23 . آن‌كه خود را زرع و زارع و مزرعه خويش نداند ، از سعادت جاودانى باز بماند . 24 . آن‌كه غذا را مسانخ مغتذى نيابد هرزه‌خوار مىگردد ، و هرزه‌خوار هرزه‌گو و هرزه‌كار مىشود . 25 . آن‌كه كشتزارش را وجين نكند ، از گياه هرزه آزار بيند . 26 . آن‌كه « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » را درست فهم كند ، جميع مسائل اصيل فلسفى و مطالب قويم حكمت متعالى و حقائق متين عرفانى را از آن استنباط تواند كرد ، لذا معرفت نفس را مفتاح خزائن ملكوت فرموده‌اند . پس برهان شرف اين گوهر يگانه ، أعنى جوهر نفس ، همين مأثور شريف « من عرف . . . » بس است . 27 . آن‌كه در كريمهء وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ « 1 » ؛ و هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ « 2 » ؛ و كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً « 3 » ، و نظائر آنها به خوبى انديشه كند ، جزاء را موافق أعمال و عقايد مىيابد .

--> ( 1 ) . سورهء يس ، آيهء 55 . ( 2 ) . سورهء مطففين ، آيهء 37 . ( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 26 .