حسن حسن زاده آملى

107

گنجينه گوهر روان (فارسى)

نيست ، و شك در جوهريت نفس ناطقه اوست - و خواهى بدانى كه آيا آن جزء مشكوك ، جوهر صورى يا عرض تابع است ، به مرتبت آن در وجود ، و درجت آن در قوت و ضعف بنگر ؛ پس اگر وجودش اقوى و آثارش بيشتر از قرين اوست ، بدان كه نسبت تقويم علّى بد و سزاوارتر است و نسبت تقويم معلولى به قرينش ؛ پس دانسته مىشود كه نسبت جوهريت به دو أولى از قرين اوست زيرا كه مقوّم جوهر أولى به جوهريّت است . و اگر وجودش أخسّ و در تحصّل اضعف از قرينش باشد ، بدان كه آن قرين در قوامش مستغنى از اوست ، لاجرم بايد به حسب وجود در رتبه متأخر از قرينش باشد كه يا ماده قرينش هست و قرين صورتش ، و يا عرض قائم به قرين است كه جوهر بودنش مفروض و معلوم است . اين دستور را در يافتن جوهر يا عرض بودن شيء از تعليقه صدر المتالهين بر الهيّات شفاء « 1 » ترجمه كرده‌ايم ؛ و تفصيل آن را در فصل سوم فن چهارم جواهر و اعراض اسفار آورده است « 2 » ؛ و اگر خواهى به عين ششم كتاب ما ، عيون مسائل نفس و شرح آن رجوع كن . آنكه گفته است : « و ديگر از جمله صفات و خواص صور ماديه اين است كه در هرجا كه حلول كرده باشد جزء با كلّ در اسم شريك مىباشد . . . » اين وجه با صور مادى صنايع چون صورت سرير و بيت و مانند آنها ، نقض مىشود زيرا كه جزء با كلّ در اسم شريك نيستند با اين كه صورت آنها مادّى است . آرى با ضميمه تتمّه كلامش كه فرمود : « و مع ذلك خواصّ مجرد را دارد . . . » تمام است زيرا هرگاه جزء با كل در اسم صورت شريك نباشد و صورت خواص مجرد را دارا باشد ، بىشبهه آن صورت مفارق و مجرد است .

--> ( 1 ) . ص 72 ط 1 رحلى . ( 2 ) . ج 2 ط 1 ص 151 .