حسن حسن زاده آملى

13

كلمه عليا در توقيفيت اسماء (فارسى)

باب 3 [ در علت توقيفى بودن اسماء لفظى الهى در نزد متكلمان ] اين باب در علت توقيفى بودن اسماء در نزد اكثرى اهل شرع بخصوص متكلمان است : قاضى عضدايجى در علت توقيفى بودن اسماء چنان كه در السنه اكثرى متشرعه بويژه متكلمان رائج است گويد : « تسميته تعالى بالاسماء توقيفيه اى يتوقف اطلاقها على الاذن فيه و ذلك الاحتياط احترازا عما يوهم باطلا لعظم الخطر فى ذلك » ( موقف 5 ، مرصد 7 ، مقصد 3 ، ج 3 ص 168 ط مصر ، و ص 541 ط قسطنطنيه ) . قاضى عضد گويد : تسميه حق تعالى به اسماء توقيفى است يعنى اطلاق آنها بر بارى تعالى متوقف بر اذن شرعى است كه بايد احتياط كرد تا از اسمائى كه موهم و مشعر معنى باطل اند احتراز شود زيرا كه خطر و اهميت تسميه بسى عظيم است . نظر قاضى عضد صورت خطابى دارد ، بدين بيان كه چون انسان در شناخت بارى ناقص است ، و هم احاطه به خصوصيات موارد استعمال لفظ ندارد ، مبادا لباس الفاظى را كه افكار و عقول انسانى بريده است بر قامت معنى نارسا باشد . الا ان ثوبا خيط من نسج تسعة وعشرين حرفا عن معاليه قاصر به مثل ستايش جاهلى مر عالمى را تا چه اندازه مبتذل و ناپسند است ، زيرا كه او را به قدر ظهور برخى آثارش و بروز بعضى افعالش مى شناسد ، نه آن چنان كه اوست ، چه اين كه خام به پخته نرسد ، و وهم مقام عقل را در نيابد . بدين مثابت عارف رومى در داستان حضرت موسى ك‌ليم عليه السلام و شبان در مثنوى معنوى از زبان كليم الله به شبان گويد : چارق و پاتا به لايق مر تو را است آفتابى را چنين ها كى روا است دوستى بيخرد خود دشمنى است حق تعالى از چنين خدمت غنى است با كه مى گويى تو اين با عم و خال جسم و حاجت در صفات ذوالجلال