حسن حسن زاده آملى
9
كلمه عليا در توقيفيت اسماء (فارسى)
پس اين گونه اسماء و صفات سلبيه در حقيقت اسماء و صفات تقديسيه اند ، و همه بر حق تعالى اطلاق مى شوند ، و اذن شرعى در اطلاق آنها بر حق سبحانه داريم ، اذن بدان معنى كه گفته ايم . 4 و گاهى صفات سلبيه گويند و از آن سلب السلب خواهند كه تمام سلوب به سلب واحد برمى گردند ، زيرا مراد از سلب دوم كه مضاف اليه است امكان و احتياج و نقص و عدم و نفاد و امثال اين گونه تعبيرات است . و بقول حكيم سبزوارى در غرر ( ص 153 ط اعلى ) : ووصفه السلبى سلب السلب جا فى سلب الاحتياج كلا ادرجا پس سلب الامكان كه عبارت ديگر از سلب السلب است ، مثلا سلب ماهيت و سلب جوهريت و سلب جسميت و سلب جماديت و سلب عرضيت و مانند اينها از حق تعالى است . و بعبارت ديگر صفات سلبيه بدين معنى در حقيقت سلب نقائص ممكنات از حق سبحانه است نه سلب كمال آنها از او ، زيرا كه ممكنات مطلقا آيات و كلمات و اسماى اويند و به اضافه اشراقيه قيوميه قائم بدويند ، و محال است كه موجودى اسمى از اسماى حق نباشد و موجود باشد ، اسم بدان معنى كه در باب ششم گفته آيد ، و موحد فقط سلب نقائص آنها از حق تعالى مىكند كه طاهر از تدنس اكوان است چنان كه از امام ملك و ملكوت صادق آل محمد صلوات الله عليهم امين الاسلام طبرسى در مجمع البيان در تفسير كريمه « وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً » روايت كرده است كه « : اى يطهرهم عن كل شيى ء سوى الله اذ لا طاهر من تدنس بشيى ء من الاكوان الا الله » . حال بدان كه موحد به توحيد قرآنى كه دين حقيقى و فطرى نظام هستى است از صفات سلبيه حق سبحانه همين معنى را مى خواهد ، چنان كه امام الموحدين حضرت وصى على اميرالمؤمنين فرموده است « : توحيده تمييزه عن خلقه ، و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة » . مثلا جوهر داراى دو صفت كمال يكى وجود و ديگرى استقلال است ، و نيز داراى دو صفت نقص يكى حد وجود او ، و ديگرى ماهيت اوست كه « الجوهر ماهية اذا