حسن حسن زاده آملى

92

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

چون عقل اول در اقبال و ادبار و قبض و بسط است در ماسوى الله نيز اين اقبال و ادبار سارى است چه اين كه همه آنها باذن الله بر عقل قائم اند جز اين كه اقبال و ادبار را در هر موطنى و مظهرى اسمى خاص است و صورتى خاص دارد مثلا حركت نبض كه فرو مى نشيند و بازگشت مىكند و حكايتى از قبض و بسط قلب دارد ، نمودارى از آنست ، جزر و مد درياها آيتى از آنست ، اقبال و ادبار منطقه البروج نسبت به معدل النهار مظهرى از آنست كه فعلا ميل كلى رو به انتقاص مى رود و مقدار انتقاص در هر سال بتقريب نصف ثانيه است و بتحقيق 468 - ه ، و همچنين حركت نقطه اعتدال و نوسان آن كه به خصوص از آن در كتب هيات و نجوم تعبير به حركت اقبال و ادبار شده است مصداق بارز آنست نقطه اعتدال محل تقاطع منطقه البروج با معدل النهار است و اين محل تقاطع در حركت نوسانى است و از قديم الدهر در السنه ارباب هيات و نجوم مثل مثل سائر به حركت اقبال و ادبار دائر است اين حركت دو نقطه اعتدال كه محل تقاطع دو عظيمه نام برده است مانند حركت جوزهرين كه دو عقده راس و ذنب است ، مى باشد خواجه نصيرالدين طوسى در فصل چهارم باب دوم تذكره در هيات فرموده است : قد زعم بعض اهل الطلسمات ان للفلك اقبالا و ادبارا غايه كل واحد منهما ثمانيه اجزاء تتم فى ستمائه و اربعين سنه بعضى از اجله علماء آيه كريمه اولم يرالذين كفروا ان السموات والارض كانتارتقا ففتقنا هما ( انبياء 32 ) را اشاره به انطباق و انتفاح معدل النهار و منطقه البروج دانسته است و تفصيل هر يك از اين دو مساله هيوى را در رساله ميل كلى اينجانب طلب بايد كرد قوسين نزول و صعود كه در كتب حكميه و صحف عرفانيه معنون است در حقيقت ناشى از ادبار و اقبال عقل اول است كه اقبال و ادبار دورى است يدبر الامر من السماء الى الارض ثم يعرج اليه ( الم السجده 6 ) نه فقط عقل را حركت اقبال و ادبار قوسى و دورى است بلكه همه حروف وجوديه نوريه حتى الفاظ و حروف كتبيه به همين مثابت اند ، در اين معنى لطيف حركت دورى كتاب شريف ايام الشان شيخ اكبر محيى الدين عربى بسيار مفيد است نگارنده اين حدس را سخت ثاقب و راسخ مى بيند و آن را بارقه اى الهى مىداند ، در پيرامون آن بحث بيشتر لازم است لعل الله يحدث بعد ذلك امرا بيان مذكور در دفتر دل كه يكى از آثار منظوم نگارنده است ، بدينصورت ثبت شده