حسن حسن زاده آملى
46
رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)
كريمه رب ابرار ، ساقى ابرار است و در اين رب و اضافه آن به هم هم مطالبى است ، اين زمان بگذار تا وقت دگر طهور صيغت مبالغت است ، طاهر پاك است و طهور پاك كننده ، آب مضاف ممكن است كه طاهر باشد اما مسلما طهور نيست اما مطلق آن هم طاهر است و هم طهور پس شرابى كه از دست ساقيشان مىنوشند علاوه بر اين كه پاك است پاك كننده هم هست اين شراب ابرار را از چه چيز تطهير مىكند ؟ امام فرمود : از هر چه كه جز خدا است ، زيرا كه طاهر از دنس اكوان جز خدا نيست دنس چرك است و اكوان موجودات و مراد نقص امكان است كه خداوند از نواقص ممكنات طاهر است زيرا كه صمد حق است اين شراب انسان را از ما سوى الله شست و شو مىدهد صاحب عزم و همت گويد : مرا تا جان بود در تن به كوشم * مگر از جام او يك جرعه نوشم بفرمائيد با هم به گلشن راز برويم : شرابى خور زجام وجه باقى * سقا هم ربهم او راست ساقى طهور آن مىبود كز لوث هستى * ترا پاكى دهد در وقت مستى شراب بيخودى در كش زمانى * مگر از دست خود يا بى امانى بخور مىتا ز خويشت وا رهاند * وجود قطره با دريا رساند شرابى خور كه جامش روى يار است * پياله چشم مست باده خوار است سقا هم ربهم چبود بينديش * طهورى چيست صافى گشتن از خويش زهى شربت زهى لذت زهى ذوق * زهى دولت زهى حيرت زهى شوق كلمات قصار تنى چند از مشايخ عظام در معرفت حق سبحانه افلاطون الهى گويد : ان شاهق المعرفه اشمخ من ان يطير اليه كل طائر ، و سرادق البصيره احجب من ان يحوم حوله كل سائر ( 28 ) شيخ رئيس در آخر نمط اشارات در مقامات عارفين گويد : جل جناب الحق عن ان يكون شريعه لكل وارد او يطلع عليه الا واحد بعد واحد