حسن حسن زاده آملى

36

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

منه بالخضوع له و الرجوع اليه ( 26 ) پس بينونت حقيقه الحقائق از خلق بينونت وصفى مثل بينونت شىء و فىء است ، نه بينونت عزلى مثل بينونت شىء و شىء يعنى به صفت قهر و قدرت از آنها جدا است نه از آنها جدا باشد ، و همچنين به صفت نواقص امكانى و خلقى آنها از آنها جدا است چه بر همه احاطه شمولى دارد والله من ورائهم محيط ، و قائم بر همه است و مغاير و مباين چيزى نيست و چيزى مباين او نيست اين حقيقت است كه موضوع علوم الهيه در صحف عرفانيه است چنان كه علامه قيصرى در شرح فص هودى فصوص الحكم افاده فرموده كه : العلوم الالهيه ما يكون موضوعه الحق و صفاته كعلم الاسماء و الصفات و علم احكامها و لوازمها و كيفيه ظهوراتها فى مظاهرها و علم الاعيان الثابته و الاعيان الخارجيه من حيث انها مظاهر الحق عارف كامل ذوالعينين است كه وحدت را در كثرت و كثرت را در وحدت مىبيند ، وحدت حقه حقيقيه را اسماء و صفات بايد و اسماء و صفات را مظاهر كه رب مطلق بدون مظاهر و هم است وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ اين موحد كامل ذوالعينين است كه در جميع مراحل سلوك ، و منازل وقوفش ، حق ظاهر در مطلق مظاهر ، مشهود اوست فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ و در عين حال كه حدود كثرات را مراعات مىكند و عبارات شريعت را نگه مىدارد و حق هر يك را تاديه مىنمايد ، وحدت را قاهر و كثرت را مقهور مىبيند عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ و بقول حكيم متاله مولى على نورى : وحدت چو بود قاهر و كثرت مقهور * در هر چه نظر كنى بود حق منظور در مظهر كثرت است وحدت قاهر * در مجمع وحدتست كثرت مقهور در اين مشهد كه آثار تجلى است جميع آثار وجوديه را از حق سبحانه مىبيند ، و بر سر هر سفره خدا را رزاق مىنگرد ، و در تمام شئون و احوال موجودات صفات جمالى و جلالى را در كار مىبيند كه بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ، كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ، قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ ما اين مسائل را در رسائل لقاء الله و شرح فصوص فارابى و انه الحق و غيرها بيان كرده ايم و به اقتضاى رساله بسط مناسب داده ايم مع ذلك در اين وجيزه به نقل مقالتى به فارسى از حضرت استادم علامه متاله آيه الله حاج ميرزا سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى رفع