حسن حسن زاده آملى

30

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

عدد گر چه يكى دارد بدايت * و ليكن نبودش هرگز نهايت يكى كه واحد است مبدا و منشا جميع اعداد است و ظهور اين مبدا كه يكى است به صورت اعداد متكثره و مخصوص شدن آن مبدا كه واحد است در هر مرتبه از اين مراتب اعداد به اسمى و صفتى و خصوصيتى است چنانچه در مرتبه اولى كه به صورت ديگر تجلى مىنمايد دو ميخوانند ، و در مرتبه ديگر سه مىنامند نمودارى است بر اسرار وجود مطلق و ظهور او در مراتب كثرات و تعينات مع بقائه على الوحده الحقيقيه واحد عدد نيست بلكه منشا جميع اعداد است و همه از او حاصل شده‌اند و اوست كه عين همه اعداد است و عدد به حقيقت اعتبار تكرار تجلى واحد است و اگر فى المثل يكى از هزار بردارى هزار نماند اگر بصيرتى دارى نظر به اين ارتباط كن و تجلى وحدت مطلقه را در مراتب كثرات مشاهده نما و يقين بدان كه غير يك حقيقت نيست كه به حسب تكثر مرا يا كثير نموده و اين نمود كثرات قادح وحدت وى نمى گردد و ما الوجه الا واحد غير انه * اذا انت اعددت المرايا تعددا اگر چه بدايت و منشا عدد يكى است و مبدا همه واحد است فاما عدد را هرگز نهايت پديد نيست چه اعداد از اعتبار تكرار واحد ظاهر مىگردد و اعتبارات بى نهايت است و بنابراين اعداد را نيز نهايت نيست و اين معنى اشارت است به عدم انحصار ظهورات الهى در مظاهر نامتناهى زيرا كه حق نور مطلق است و كمال رؤيت نور البته به ظلمت است كه در مقابل اوست پس موجب محبت حق ايجاد عالم را حب كمال رؤيت حقست مرنفس خود را به شئونات ذاتيه و چون ظاهر است كه هر چه مطلوب اين كس است بدون آن چيز حاصل نشود ، آن چيز نيز بالعرض مطلوبست پس اراده الهى متعلق به ايجاد عالم شد از جهت توقف حصول مطلوب كه عبارت از استجلاء است به وى و استجلاء عبارت است از ظهور ذات حق از براى ذات خود در تعينات و چون شئونات ذاتى است و استجلاء تام حاصل نمى شود الا به ظهور او در هر شانى از آن شئونات پس كمال رؤيت موقوف شد بر ظهور وى در جميع شئون و چون شئونات مختلف واقع‌اند و از حيثيت خصوصيات غير منحصرند ، ثابت شد دوام تنوعات ظهورات الهى به حسب آن شئون الى غير النهايه و اين است سرآفريدگارى حق مر مخلوقات را على الدوام در عوالم مختلفه الى ابدالاباد