حسن حسن زاده آملى

18

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

اگر كسى با نظر تحقيق و ديده انصاف در روايات و خطب و كتب و رسائل و به ويژه در ادعيه و مناجاتهاى اهل بيت عليهم السلام تدبر كند ، اعتراف مىنمايد كه اين همه معارف حقه از او تاد و ابدال و افرادى كه مدرسه و معلم نديده‌اند به جز از نفوس مؤيد به روح القدس نتواند بوده باشد اماميه را در اثبات حقانيت امامت و خلافت يك يك ائمه اثنى عشر عليهم السلام همين معارف مروى از آن بزرگان كافى است روايات مرتبه نازله قرآن و قرآن مرحله عاليه و روح آنها است روايات بطون و اسرار آيات قرآنىاند كه از اهل بيت عصمت و وحى كه مرزوق به علم لدنىاند صادر شده‌اند و پوشيده نيست كه اين گونه معجزات قولى ، بعد از قرآن و پيغمبر خاتم ( ص ) از هيچ كدام از صحابه و علماى بعد از آنان به جز از ائمه اثنى عشر اماميه عليهم السلام روايت نشده است ، اگر كسى سراغ دارد ارائه دهد ، اگر كسى عديل فرموده هاى آل طه از نهج البلاغه گرفته تا توقيعات حضرت بقيه الله را آگاهى دارد خبر نمايد ، ما كه هر چه بيشتر گشتيم كمتر يافتيم وانگهى تنها سخن از عبارت پردازى و سجع و قافيه سازى نيست بلكه سخن در فصاحت و بلاغت تعبير است بلكه كلام در بيان حقائق دار هستى با بهترين تعبيرات عربى مبين ، و درج در معنى در زيباترين و رساترين درج صدف عبارتست كه نوابغ دهر و افراد يك فن در فنون علوم ، در فهم آنها دست تضرع و ابتهال به سوى ملكوت عالم دراز مىكنند ادعيه ماثوره ، هر يك مقامى از مقامات انشائى و علمى و عرفانى ائمه دين ما است لطائف شوقى و عرفانى ، و مقامات ذوقى و شهودى كه در ادعيه نهفته است در روايات وجود ندارد زيرا در روايات مخاطب مردم‌اند و با آنان به فراخور عقل و فهم و ادراك و معرفتشان سخن مىگفتند ، نه هر چه گفتنى بود كما فى البحار عن المحاسن عن رسول الله ( ص ) انه قال انا معاشر الانبياء نكلم الناس على قدر عقولهم ، اما در ادعيه و مناجاتها با جمال و جلال مطلق و محبوب و معشوق حقيقى به راز و نياز بوده‌اند لذا آنچه در نهان خانه سر و نگارخانه عشق و بيت المعمور ادب داشتند به زبان آوردند معجزات سفراى الهى بر دو قسمت است : قولى و فعلى معجزات فعلى ، تصرف در كائنات و تسخير آنها و تاثير در آنها ، به قوت ولايت تكوينى انسانى باذن الله است ، همچون شق القمر و شق الارض و شق البحر و شق الجبل