حسن حسن زاده آملى
38
رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى)
يعنى : « چه نيكو فرموده است رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه : « آيا شما را خبر ندهم به آنچه كه جهاد و غزوهء شما در راه خداست ؟ آن ذكر بارى سبحانه است » . زيرا قدر اين نشأه را نمىداند مگر آن كسى كه خدا را ذكر مىكند به ذكر مطلوب ، چه اينكه حق تعالى جليس ذاكرش است ، و جليس ، مشهود ذاكر است ، و هرگاه ذاكر حق سبحانه را كه جليس اوست مشاهده نكند ذاكر نيست » . سعى كن كه ذكر را قلب بگويد كه عمده حضور قلب است و گر نه ذكر با قلب ساهى پيكر بىروان و كالبد بىجانست ؛ و در حديث آمده است كه : ليس الذّكر قولا باللّسان فقطّ . [ 95 ] بلكه خداوند سبحان فرمود : وَ لا تُطِعْ مَنْ اغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَويهُ وَ كانَ امْرُهُ فُرُطاً ( كهف : 29 ) . [ 96 ] و فرمود : فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ اولئِكَ في ضَلالٍ مُبينٍ [ 97 ] ( زمر : 23 ) و فرمود : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ . انَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ ( آخر اعراف ) . [ 98 ] در اين كريمه در مقام بسيار شامخ عنديّت نيز تدبّر داشته باش كه كسانى در نزد او هستند چگونهاند ؟ آرى آنكه با جمال و جلال و حسن مطلق محشور است سخنى جز او ندارد . در اوّل ذكر آرد انس با يار * در آخر ذكر از انس است و ديدار چنان كه مرغ تا بيند چمن را * نيارد بستنش آنگه دهن را شود مرغ حق آن فرزانه سالك * كه با ذكر حق است اندر مسالك چگونه مرغ حق نايد به حق حق * چو مىبيند جمال حسن مطلق اگر خواهى كه يا بى قرب درگاه * حضورى مىطلب درگاه و بيگاه اگر خواهى مراد خويش حاصل * ز ياد حق مشو يك لحظه غافل چو قلب آدمى گرديد ساهى * ز ساهى مىنبينى جز سياهى