حسن حسن زاده آملى
36
رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى)
تبصره : خداوند سبحان فرمود : انَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أكْبر [ 90 ] ( عنكبوت : 46 ) . و فرمود : أقمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى [ 91 ] ( طه : 15 ) . و رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : جعلت قرّة عينى في الصّلوة . ( 92 ) صلوة سبب مشاهده است ، و مشاهدهء محبوب قرّة عين محبّ است ، زيرا كه صلوة مناجات بين حق تعالى و عبد اوست چنان كه فرمود : فاذكرونى اذكركم ، و رسولش فرمود : المصلّى يناجى ربّه . [ 93 ] كيست مصلّى كسى كوست مناجى دوست * آه كه نشناختى سرّ عبادات را طاعت عادى تو بعد ز حق آورد * قرب بود در خلاف آمد عادات را و چون صلوة مناجات است پس صلوة ذكر حق است و كسى كه ذكر حق كند همنشين حق است و حق همنشين او است ، و كسى كه جليس ذاكر خود است او را مىبيند و الاّ جليس او نيست . لذا امير عليه السّلام فرمود : لم اعبد ربّا لم أره [ 94 ] . پس صلوة ، مشاهده و رؤيت است يعنى مشاهدهء عيانى روحانى و شهود روحى در مقام جمعى است ، و رؤيت عينى در مظاهر فرقى است . و به عبارت اخصر ، مشاهده در مقام جمعى است و رؤيت در مظاهر فرقى . پس اگر مصلّى صاحب بصر و عرفان نباشد كه نداند حق تعالى براى هر چيز و از هر چيز متجلّى است حق را نمىبيند . حال بدان كه كريمهء : وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أكْبَرُ يك وجه آن اين است كه : ذكر خداوند در نماز بزرگترين چيزى از اقوال و افعال كه صلوة شامل آنها است مىباشد يعنى هيچيك از آنها به بزرگى ذكر الهى نيست . و وجه ديگر آن اينكه : ذكر خداوند عبدش را بزرگتر از ذكر عبد مر او را است زيرا كه كبريا حق تعالى راست . پس عبارت هم شامل است ذكر خداوند عبد را ، و هم ذكر عبد خدا را چنان كه فرمود : فاذكرونى اذكركم ، و فرمود : جزاء وفاقا . وفاق