حسن حسن زاده آملى
24
رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى)
در ن و لوح و قلم مطلوبست . و اگر كسى در نون و حوت و لوح و قلم طالب تفسير و تفصيل بيشتر مىباشد به شرح ما بر « فصوص فارابى » ، شرح فصّ پنجاه و هشتم آن رجوع بفرمايد . سيوطى در « جامع صغير » از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است : دعوة ذى النّون اذ دعا بها و هو في بطن حوت « لا إله الاّ أنت سبحانك انّى كنت من الظّالمين » لم يدع بها رجل مسلم في شيء قطّ الاّ استجاب اللّه له . [ 55 ] تبصره : شيخ عارف محيى الدين عربى فصّ يونسى « فصوص الحكم » را به حكمت نفسيّه در كلمهء يونسيّه عنوان داده است . و فصّ يونسى به مناسبت ذكر يونسى در ذكر و ذاكر و مذكور است . شارح قيصرى در بيان اختصاص حكمت نفسيّه به كلمهء يونسيّه مطلبى شريف دارد كه مضمون آن به ترجمهء اين كمترين چنين است : نفس ناطقهء انسانى چون حاوى صفات الهى و صفات كونى و معانى كلّى و جزئى است مظهر اسم شريف جامع الهى است ، و چون نفس ناطقهء انسانى به اين لحاظ مظهر اسم جامع است برزخ صفات مذكور است و از اين جنبهء برزخيّت تعلّق به ابدان گرفته است چه برزخ آنى است كه در او صفت طرفين جمع است طرفى كه روحانى محض است و طرفى كه جسمانى صرف ، لذا خليفة اللّه است . كلمهء يونسيّه را با حكمت نفسيّه از اين رو مقارن كرده است كه نفس را با يونس عليه السّلام شباهتها است : چنان كه خداوند يونس را در دريا به حوت مبتلا كرد نفس را به تعلّق در جسم مبتلا نموده است و چنان كه يونس در ظلمات ندا كرد كه : لا إله الاّ أنت سبحانك انى كنت من الظالمين و خداوند در حقّ او فرمود : وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغمِّ وَ كَذلِكَ نَنْجِى الْمُؤْمِنينَ ، همچنين نفس در عين ظلمات طبيعت و بحر هيولانى و جسم ظلمانى به رب خود توجّه نموده است ، پس وحدانيّت و فردانيّت حق براى او منكشف شده است و به آن اقرار نموده است و به عجز و قصور خود اعتراف كرده است ، پس خداوند او را از مهالك طبيعت نجات داده