حسن حسن زاده آملى
97
ده رساله فارسى (فارسى)
مجسّمه » مىشود . 8 - فرضيه « افلاك مجسّمه » علم هيأت ، در كتب فلاسفه رسوخ كرده است و مأخذ عقيدت فلكى جسمانى فلاسفه شده است . 9 - در طبيعيات فلسفه براى اثبات مشخّص و محدّد جهات طبيعى علو مطلق و سفل مطلق ، فلكى مجسّم قائل شدهاند ، و آن را « محدّد الجهات » ناميدند . 10 - با محقق بودن قوّه جاذبه زمين نيازى براى اثبات فلكى مجسّم به نام محدّد الجهات نيست . 11 - ثابت بن قره كه از دانشمندان رياضى و هيوى بزرگ پيشين است ، به چند قرن قبل از اسحاق نيوتن ، قائل به قوّه جاذبه زمين بوده است . 12 - پيشينيان قائل به حركت وضعى و انتقالى زمين بودهاند ، و كپرنيك و گاليله بدان متفرد نبودهاند . 13 - در طبيعيات فلسفه براى اثبات مبادى حركات گوناگون ، قائل به افلاك مجسّمه شدهاند . 14 - دانشمند هيوى اگرچه زمين را متحرك بداند بايد در مقام أعمال رصدى آن را ساكن فرض كند تا حركات و اوضاع كواكب را نسبت بدان بدست آورد . 15 - توهّم گشتن كرات كواكب به گرد كره زمين چنانست كه كسى تخيّل كند به مثل كوهى مجذوب دانه خردلى است و به گرد او مىگردد ، و عكس آن را غلط بداند . 16 - در جوامع روائى ، اطلاق فلك در ملكوت عالم نيز به كار رفته است . چنان كه سماء - يعنى آسمان - در قرآن و خبر به معنى مطلق بلندى آمده است خواه طبيعى و خواه ما فوق طبيعى .