حسن حسن زاده آملى

94

ده رساله فارسى (فارسى)

و دعا ظل از ماه و آفتاب كناره كند كه اين بىمعنى است ، بلكه توجّه مردم در هر حال بخصوص در حال ظهور آيتى از آيات قيامت و امر مخوف به خداوند مهر و ماه بوده باشد و به او ملتجى شوند و بدانند كه همه مسخّر امر پروردگارند . بسيار شايسته است كه بحث را به يكى از غرر احاديث پايان دهيم تا هوشمندگزين و دانشمند راستين را حجّتى بالغ و برهانى قاطع بوده باشد و بداند كه منطق وحى محمّدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم محض حق و عين صوابست . و آن اين‌كه جناب ثقة الاسلام كلينى در باب صلوة كسوف از كتاب صلات كافى به إسنادش روايت كرده است : عن على بن عبد اللّه قال سمعت أبا الحسن موسى عليه السّلام يقول : إنه لما قبض ابراهيم بن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم جرت فيه ثلاث سنن ، أما واحدة فإنه لمّا مات انكسفت الشمس فقال الناس انكسفت الشمس لفقد ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فصعد رسول اللّه المنبر فحمد اللّه و أثنى عليه ، ثم قال : يا ايها الناس ان الشمس و القمر آيتان من آيات اللّه تجريان بأمره مطيعان له لا تنكسفان لموت أحد و لا لحياته فاذا انكسفتا أو واحدة منهما فصلّوا ثم نزل فصلّى بالناس صلوة الكسوف . « 1 » يعنى روزى كه ابراهيم فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم وفات كرده بود سه سنّت جارى شده است ، يكى اين‌كه آفتاب منكسف شد ، مردم گفتند چون فرزند رسول خدا وفات كرده است آفتاب منكسف شده است . رسول خدا به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : اى مردم آفتاب و ماه دو آيت از آيات الهىاند كه به امر او سير مىكنند و مطيع فرمان اويند ، به ممات و حيات كسى منكسف نمىشوند . پس هرگاه انكساف ماه يا آفتاب روى داد نماز بخوانيد ، سپس از منبر فرود آمد و با مردم

--> ( 1 ) . فروع كافى ، چاپ سنگى رحلى ، ص 129 .