حسن حسن زاده آملى
92
ده رساله فارسى (فارسى)
غرض از نقل واقعه كريستف كلمب ان است كه نظير همين روىداد قبل از وى براى خواجه طوسى پيش آمد كه پس از چند سطرى آن را حكايت مىكنيم . اينك گوئيم كه در كودكى و خردساليم چند بار ديدهام كه ماه يا آفتاب را ظل گرفته بود ، و مرد و زن مسلمان آن روز به دلسوزى سر و سينه مىزدند و گريه مىكردند كه ظل ، اژدهايى دشمن ماه و آفتاب است و او را دهن كشيده و مىخواهد بخورد ، لذا ظروف كهنه مسين به خصوص طاس و طشت و ديگ را باژگونه كرده سخت مىكوبيدند كه ظل رم كند و از ماه يا آفتاب دست بردارد . و ظل را دشنام مىدادند و سخت نفرين مىكردند . و گاهى هم همه با هم يك دهن همهمهها و هياهوهاى مهيب و هلهلههاى هولناك سر مىدادند ، و مردها پىدرپى بسوى ماه يا خورشيد تفنگ شليك مىكردند كه ظل بترسد و خود را كنار بكشد . و چون انجلاء آغاز مىشد به گمان اينكه اژدهاى ظل از صداى مس و فرياد و تفنگ آنها ترسيده است و دارد خود را كنار مىكشد و ماه يا آفتاب را رها مىكند به شور و هيجان بيشتر مىافتادند و به اضعاف آنچه كرده بودند عمل مىكردند . و شايد اين پندار و آيين تا امروز هم ادامه داشته باشد . از اين رسم و آيين عوام مسلمانان چنين گمان افتد كه اجراى يك سنّت دينى و دستور قرآنى آنان است . و لكن حقيقت امر آن است كه خواجه نصير الدين طوسى با بناى رصدخانه مراغه و تدوين و تنظيم زيج ايلخانى وقوع خسوفى را در اواسط يك ماه قمرى استخراج كرده بود ، و قبل از وقوع خسوف آن را به اطلاع هلاكوخان مىرساند ، و هلاكو هم با همه تحمّل مخارج و مشكلات در بناى رصدخانه و ترتيب زيج ايلخانى توقّع و انتظار اين گونه نتيجه رصدى را نيز داشت . خواجه طوسى كه صدر اعظم بود ، قضا را در يكى از لشكركشىهاى هلاكوخان نيز با اردو بوده است كه مصادف مىشود با شب انخساف قمر ، تصادفا در ساعت معين خسوف چون