حسن حسن زاده آملى

90

ده رساله فارسى (فارسى)

سمّوا باسمهم . « 1 » واژه « دكتر » كلمه فرانسوى است « 2 » ، در فرانسه عالم در هر رشته را دكتر گويند ، و در مرز و بوم ما اطلاق آن بر پزشك غلبه دارد . دكترى دين‌دار است و ديگرى بىدين ، و هر دو در اين اسم شريك . غرض اين‌كه بايد ميان منجّم الهى به معنى عالم به تنجيم ، و منجّمى كه به قول صدوق : هو الذى يقول بقدم الفلك و لا يقول بمفلكه و خالقه عز و جل ، فرق گذاشت كه لعن و تكذيب و ايعاد نار ناظر به عقيدت باطل اوست كه مبدء عالم أعنى خداى تعالى را انكار دارد ، و كواكب را بذاتها مؤثّر داند ، نه به علم هيأت و نجوم . « فما لهولاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا « 3 » شيخ محمود عارف شبسترى در گلشن راز ناظر به منجّم به معنى دوم است كه گفت : منجّم چون زايمان بىنصيب است * اثر گويد كزين شكل غريب است تبصره سوم : اين‌كه نوشته‌هايى ديروزى و امروزى را از آشنا و بيگانه مىبينيم كه دانسته يا نادانسته به دوستى يا دشمنى ، بسى از شايعات و عادات و عرفيات را به قرآن و اسلام اسناد مىدهند كه اگر اندكى از بسيار و مشتى از خروار را به قلم آوريم بايد بيهوده و ياوه ، دفترى كلان را انباشته و آكنده از مهمل بنگاريم . قرآن كريم منطق وحى و حقّ محض و صدق مطلق است . قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند . شرط انصاف اين است كه مسائل و وقايع را از خبره بدانها كه

--> ( 1 ) . ماللهند ، ط حيدر آباد دكن ، ص 24 . ( 2 ) . Docteur ( 3 ) . نساء / 79 .