حسن حسن زاده آملى
80
ده رساله فارسى (فارسى)
از مركز زمين است ، و اوج و حضيض كوكب از اين فلك خارج از مركز است ، و شش فلك تدويرند ، به تفصيلى كه در « دروس هيأت و ديگر رشتههاى رياضى » با تمام جهات اطراف و ابعاد بحث ، تقرير و تحرير كردهايم . بعد از آنكه در طبيعيات فلسفه ، افلاك مجسّمه را به معناى واقعى آن تلقّى كردهاند و آسمانهاى جسمانى را تقبل نمودهاند ، با ضميمه آن به مسأله دو جهت علو مطلق و سفل مطلق و تمسّك به محدّد الجهات - بدان نحو كه صدر اين رساله بيان كردهايم - سخن امتناع كون و فساد و خرق و التيام افلاك را پيش كشيدند به تفصيلى كه شيخ رئيس در فصل شانزدهم نمط دوم اشارات و خواجه طوسى در شرح آن بيان فرمودهاند : اشارة - الجسم الذى فى طباعه ميل مستدير يستحيل أن يكون فى طباعه ميل مستقيم . . . . و لكن دانسته شده است كه اصل تخيّل و سرگذشت افلاك مجسّمه چگونه بوده است . دانشمندان زمان ما با اينكه قائل به افلاك مجسّمه نيستند و اصل آن را منكرند ، به وجهى حركات كواكب را توجيه كردهاند كه نتيجه وجود افلاك مجسّم را قائلاند . امّا بحث از افلاك در الهيات فلسفه يك بار در پيدايش كثرت از وحدت حقه حقيقيه پيش آمده است ، و يك بار در ربط حادث به قديم و متغير به ثابت ، و يك بار در نفوس فلكى و غايات آنها كه ورود در بحث هر يك را رسالهاى جداگانه بايد . و لكن هيچيك از اين مسائل ، برهان قاطع بر وجود واقعى آسمان جسمانى اعنى فلك مجسّم نيست . علاوه اينكه مباحث پيرامون افلاك در الهيات فلسفه پس از فراغ اثبات و اذعان به ثبوت آنها در طبيعيات است ، و اگاهى حاصل شده است كه نحوه اثبات آنها در طبيعيات چگونه بوده است .