حسن حسن زاده آملى
61
ده رساله فارسى (فارسى)
علمش محض رياضى باشد . بلكه اگر ادنى تأمل كنند بدانند كه حين اجراى برهان ، مقررات هيأت مجسّمه هم غير مجسّمه مىشود ، لهذا بطليموس در مجسطى اصلا التفات به تجسيم ننموده است ، و محض بر دوائر و اوتار ابتناى اين علم داشته است . « 1 » اين بود عبارتى كه از جامع بهادرى نقل كردهايم ، و به چند جمله آن بايد خيلى دقت داشت : يكى اينكه گفته است : در هيأت مجسّمه شائبه از علم طبيعى هم باشد و محض از علوم رياضيه نبود . و اين مطلب همانست كه از خفرى شنيدهاى كه ؛ و كان له عرق من العلوم الطبيعية التى موضوعها الجسم الطبيعى من حيث الحركة و السكون . و ديگر اينكه گفته است : « بلكه اگر ادنى تأمل كنند بدانند كه حين إجراى برهان ، مقررات هيأت مجسّمه هم غير مجسّمه مىشود » و اين مطلب خيلى شيرين است ، و به خصوص جمله اخير كه گفته است : « لهذا بطليموس در مجسطى اصلا التفات به تجسيم ننموده است ، و محض بر دوائر و اوتار ابتناى اين علم داشته است » . شگفت اينكه بطليموس در مجسطى اصلا متعرض به افلاك مجسّمه نشده است ، و ابتناى علم شريف هيأت را فقط بر دوائر و اوتار نموده است ، بديننظر كه تجسيم افلاك مسأله طبيعى است و مربوط به فلسفه است ، و لكن در السنه و أفواه به شهرت غلط ، افلاك بطلميوسى سائر و دائر است . آلات نجومى از قبيل اصطرلاب و ربع مجيّب و كره و زرقاله و رخامات و ذات حلق و اشباه و نظائر آنها ، صادقترين شاهدند كه مراد از فلك در نزد مهندسان و رياضىدانان بويژه دانشمندان هيأت و نجوم از قديم و حديث ، مدارات نيّرين و كواكب است .
--> ( 1 ) . جامع بهادرخانى ، ط 1 ، هند ، ص 574 .