حسن حسن زاده آملى

421

ده رساله فارسى (فارسى)

چهار ساعت بعد از ظهر الى غروب آفتاب نيز در مدرس آن مدرسه قطعه تشريحى كه تازگى داشت مثل عظام و عضلات باطن گوش يا يكى از طبقات و ساير اجزاى چشم يا جزئى از اجزاء دماغ ، يا مفصلى از مفاصل و امثال آنها را حاضر كرده درس مىگفتند و فعلا به همه نشان مىدادند مىديديم . . . . « 1 » اين وجه نيز براى ناظر به عمل تشريح ، اشكال شرعى از قبيل حرمت تشريح و ديه پيش نمىآورد . به خصوص اگر موضوع عمل تشريح بدن كافر باشد . آرى اگر بدن مسلم باشد ، مسّ بدنش قبل از غسل ميت موجب غسل مس ميت است ؛ و نگاه به بدن و عورتش هرگاه محرم نباشد ، و نظر به عورتش هرگاه محرم غير از زنش بوده باشد حرام است و اگر موضوع تشريح و يا بيمارى و عمل جراحى عورت مرد يا زن بوده باشد مسأله ديگر است . و لكن اين مسائل خارج از مسائل عمل تشريح و تعلق ديه است . 3 - و يا مقصود اين باشد كه مشرح با تمكن به بدن كافر ، مرتكب گناه بشود و بدن مسلمانى را تشريح كند و پس از آن ديه قطع هر يك از اعضاء را به تفصيلى كه در كتاب ديات آمده است بپردازد . و لكن اين وجه را طريق شرعى نتوان گفت ، زيرا كه شرع چنين اجازه به دو نداده است و لكن چون گناه كرده است و بدن مسلم را با تمكن به بدن كافر تشريح كرده است وجوب تأديه ديه به دو تعلق مىگيرد . 4 - و يا در معنى « طريق شرعى » چنين گفته شود كه تشريح بدن مسلمان به اذن خود آن مسلمان يعنى به وصيت او باشد و يا به اذن ولى او باشد و لكن اين وجه صرف توهم و پندار است زيرا كه شارع رخصت چنين وصيت و اذن را به كسى نداده است و اگر مسلمانى وصيت كند كه بدن او را پس از مرگ وى تشريح كنند ،

--> ( 1 ) . جواهر التشريح ، ص 4 و 5 ، ط سنگى .