حسن حسن زاده آملى
414
ده رساله فارسى (فارسى)
اگر وقتى پادشاه حكم كند كه چشم كسى را بكن ، به زودى فارغش كنى و خودت را معطل نكنى . « 1 » در بيوگرافى رنه دكارت فرانسوى « 2 » آمده است كه : روزى يكى از دوستانش بديدارش رفته بود دكارت با كارد و دستى خون آلود درب خانه را به روى دوست بگشود . دوست گفت اين چه حالت است ؟ گفت به مطالعه مشغولم ديد دكارت در حياط پشت خانه به تشريح گوسالهاى سرگرم بود . و لكن تشريح حيوان نمودى از معرفت تشريح انسان است زيرا كه : اعضاء حيوانات بحسب اختلاف نفوسشان و بحسب آنچه كه در تعيش محتاج بدانند مختلف مىباشند براى اين كه اعضاء آلات نفوس در ظهور و صدور افاعيل آنهايند لذا به هر يك از حيوانات به حسب حاجت و ضرورت اعضائى مختلف در عدد و مقدار و هيئت و شكل و اوضاع داده شده است . بلكه سخن در تشريح فراتر از آنست كه گفته آمد و به عبارت مرحوم عقيلى علوى در كتاب متين و رصين مجمع الجوامع و خلاصة الحكمة : معرفت تشريح عظام و مفاصل و مانند آن هر دو آسانست در ميت از هر سببى كه باشد موت آن . خصوصا كه مدتى گذشته و گوشت و پوست آن فانى شده و استخوانهاى متصل بهم به رباطات مانده كه محتاج به عمل بسيارى نيست براى معرفت هيئت عظام و مفاصل . و اما معرفت تشريح قلب و شرايين و حجاب و ريه و مانند آن موقوف بر كيفيت حركت آنست كه آيا حركت شرايين مصاحب حركت قلب است يا مخالف آن ؟ و
--> ( 1 ) . كتاب حيوان سبزوارى ، ط 1 ، ص 367 ، ط رحلى سنگى . ( 2 ) . Rene Descartes