حسن حسن زاده آملى
402
ده رساله فارسى (فارسى)
حاسدين از اطباء بر او شوريدند از خوف آنها از مدرسه پس از آن از شهر خارج شده بكشتى رفت از قضا كشتى او طوفانى گشته در دريا هلاك شد كتابى كه نقشههاى تشريحى زيادى داشت تاليف كرده ناتمام مانده بود شاگردهاى كافى قابلى داشت آن را به اتمام رسانيدند كه هنوز هم در دست است و همچنين از آن وقت تا به حال معلمين بيشمارى آمده تشريح كرده اسامى بعض آنها را كه مشهورتراند ذكر مىكنيم . « أوستاش » و « فلوبيوس » و « آنكرآسياس » و « فارول » و غيرهم كه بعضى در تشريح دماغ و بعضى در احشاء و ساير اعضاء مسائل مهمه منكشف نمودند . « وزال » و « سروه » و « سرزالپن » هر يك قسمتى از دوران خون را دانستند . « فابريز » كه معلم « هروه » بود ، در سنه 1574 عيسوى مطابق سنه 977 هجرى ولوول داخل وريدها را پيدا كرد . ولى هنوز نتيجهاى را كه دوران خون باشد نمىدانستند تا اينكه در سنه 1619 عيسوى مطابق سنه 1026 هجرى « هروه » معلم انگليسى حكيمباشى « شارل » اول پادشاه انگليس دوران خون را منكشف نمود ، نه سال بعد از او « آزلى » عروق كيلوسى را شناخت . بيست و شش سال بعد از او « پكه » مخزن و مجمع الكيلوس و مجراى صدرى را يافت . چهار سال بعد از او « بارتلن » معلم مدرسه پاويا عروق لمفاتيكى را ظاهر ساخت بنابراين پس از قرن شانزدهم عيسوى شروع به شناختن اجزاء دوران خون شد در وسط قرن هفدهم « هروه » آن را آشكار كرد در اواخر قرن هفدهم و اوائل قرن هيجدهم تكميل شد چنانكه معروف است هيچوقت مثل از اواسط قرن شانزدهم الى اواخر قرن هفدهم انكشافات عمده در تشريح نشده است . « وينزلّو » و « مركانيئى » و « ويلّيس » و « ويوسنس » و « استينو » و « حالر » و « سبتيه » و « دسول » هر يك مطالب جديده يافتهاند . و از متأخرين قريب به عصر ما « بيّه » و « پايل » و « اسپلند ثانى » و « سمرنگ » و