حسن حسن زاده آملى

38

ده رساله فارسى (فارسى)

اصل است تعين و ماهيت عارضى و آن هم در حقيقت تعينات امور اعتبارى بيش نيستند كه : وجود اندر كمال خويش سارى است * تعينها امور اعتبارى است پس آنچه در خارج متحقق است همان وجودات متعينه و متشخصه‌اند ، لذا تعين را كه نقطه بائيه تميزيه اعنى نقطه امكانيه حدوثيه است و متفرع بر ذات اصيل وجود است و بعد از او است تعبير به تحت فرمود كه : انا النقطة تحت الباء . پس نقطه يعنى موجود متعين تالى الف كه همان عقل اول و صورت انسان كامل است و هر كه به اين نقطه وجوديه اطلاع يافت به جميع حقائق و اسرار و به همهء كتب سماوى دست يافت ، چنان كه نبى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بدان اطلاع يافت و در شب معراج فرمود : علمت علوم الاولين و الاخرين و نيز فرمود : اوتيت جوامع الكلم ، و وصى بدان اطلاع يافت و فرمود : انا النقطة تحت الباء ، و قال سلونى عما تحت العرش ، لذا از اين نقطه به نبى و ولى نيز تعبير مىكنند . به عنوان تمثيل و تنظير تذكر داده مىشود كه : همانگونه كه موجودات نشأه اولى ، اصنام و اظلال نشأه آخرت‌اند كه اين دو نشأه در طول يكديگرند ، صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى ، صورت زيرين اگر با نردبان معرفت بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى . و اين نشأه اولى قائم به آن نشأه است ، و اين رقيقت آن حقيقت است ، چنان كه نفخ در اين نشأه نمودارى از نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي آن نشأه است ، و يوم اين نشأه سايه‌اى از كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ آن نشأه است . و ليل اينجا اشارتى از مقام تحت الشعاع بودن و احتراق نجم ثاقب نفس در نور انور شمس حقيقة الحقائق است كه اى چنين استتار را قدر و مرتبت و شأن است ، زيرا