حسن حسن زاده آملى

372

ده رساله فارسى (فارسى)

مىشود چنان‌كه سياه موجب گرفتگى وى چه اين رنگها را اثرى تكوينى در حالات انسان است چنان‌كه در همان فصل ياد شده قانون بدان اشارتى شده است و در شريعت محمّدى - على صادعها السّلام - براى نمازگزار لباس سفيد مستحب است و سياه آن مكروه . و ارباب سيروسلوك در مكاشفات تمثلى خوبان را غالبا در لباس سفيد مشاهده مىكنند و بدان را سياه . و صريح قرآن كريم است كه يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ « 1 » از اين باب است كه شيخ اشراق در حكمة الاشراق گويد : و لمناسبة النفوس مع النور صارت النفوس متنفّرة عن الظلمات ، منبسطة عند مشاهدة الانوار « 2 » . اين روى سفيد خوبان و سياه بدان ظهور و بروز ملكات نيكو و زشت آنان در ماوراى طبيعت است كه جزا نفس عمل است و رنگ بدن طبيعى را در آن دخلى نيست . تازيان مار گزيده را سليم گويند كه تلقين سليم در وى اثر مىگذارد ، كودكان مكتبى يكى پس از ديگرى با القاى حروف عله در وهم استاد تصرف كردند و او را در بستر بيمارى كشاندند و از مكتب رهايى يافتند بدانسان شيرين كه عارف رومى در دفتر سوم مثنوى داستان كرده است : كودكان مكتبى از اوستاد * رنج ديدند از ملال و اجتهاد چاره بسيارى از بيماريها تنها دارو نيست ، بلكه تدبير نفسانى طبيب حاذق و

--> ( 1 ) . آل عمران / 104 و 105 . ( 2 ) . حكمة الاشراق ، ص 464 ، چاپ سنگى .