حسن حسن زاده آملى

358

ده رساله فارسى (فارسى)

به سختى ، و هر مته و گاز و آلت برنده در آن به كار مىرفت شكسته مىشد ، و لكن آخر كار چيزى از آن را بريدند و نزد وى بردند خواست كه از آن شمشيرى بسازند دست نيافت . و حكايت شده است كه آن آهن يكپارچه از اجزاى خرد گرد مانند دانه‌هاى ارزن بهم چسبيده ، ملتئم بوده است . و اين مصاحب من فقيه ابو عبيد جوزجانى حكايت مىكند كه اينها همه را ديده است ، و حديث كرده است كه بسيارى از شمشيرهاى يمانى گرانقدر را از مانند چنين آهنى مىسازند كه شعرا در شعر چنان شمشيرها را بستودند . بارى بحث از فلك طبيعى و فلك هيوى در رسائل و كتب ديگر ما گفته آمد . امروز كه با اختراعات شگفت به كره ماه و برتر از آن سفرها كرده‌اند ، مىدانيد كه از كره آتش خبرى نياورده‌اند . از فصل 17 تا آخر نمط دوم اشارات و شرح محقّقانه خواجه طوسى بر آن در طايفه‌اى از اصول مسائل عناصر و برخى از كائنات الجو بسيار مطلوبست . و ما بتوفيق الهى در شرح تدريس اشارات خواجه مطالبى در حول اين مسائل تقديم داشته‌ايم . خواجه در شرح فصل 25 نمط مذكور در پديد آمدن شهاب يعنى نيازك از ارتفاع اجزاى سفليه ارضيه و اصابت آنها باثير يعنى كره نار به مبناى مسائل طبيعى قوم گويد : المتخلّل اليابس المتصعّد لاكتساب الحرارة اعنى الدخان المرتفع من الارض ، انما يعلو البخار لأنّ اليابس اكثر حفظا لكيفية الفعلية و اشدّ افراطا فيها لذلك ، فاذا بلغ الجوّ الأقصى الحار بالفعل لبعده من مجاورة الماء و الارض و مخالطة ابخرتهما و قربه من الاثير اشتعل طرفه العالى اوّلا ثم ذهب الاشتعال فيه الى آخره فرئى الاشتعال ممتدّا على سمت الدخان الى طرفه الآخر و هو المسمّى بالشهاب ، فاذا