حسن حسن زاده آملى
354
ده رساله فارسى (فارسى)
و نيز در دفتر دوم آن اين را كاف رحمت خوانده است آنجا كه گويد : آن غلامك را چو ديد اهل ذكا * آن دگر را كرد اشارت كه بيا كاف رحمت گفتمش تصغير نيست * جدّ چو گويد طفلكم تحقير نيست و استعمال كاف پسوند و مفيد تصغير و تحقير نيز در زبان پارسى بسيار است . و گاهى اين پديدههاى جوّى را يعنى همان ذوات الأذناب و نيازك و اعمده را مىيابى كه به پيروى فلك در حركتاند . و پس از آن طبقه آتش است . و برخى از دانشمندان ، هوا را به اعتبار مخالطت و عدم مخالطت آن با ابخره ، بر دو قسم كرده است : يكى هواى لطيف صافى از ابخره كه حدّ آن قريب به هفده فرسنگ است . و قسم دوم هواى كثيف مخلوط با ابخره كه آن را كره بخار و عالم نسيم و كره ليل و نهار گويند . كره نسيم بدينسبب كه مهبّ رياح است . و كره ليل و نهار بدين جهت كه قابل ظلمت و نور است . كبودى كه گمان مىرود رنگ آسمان است در اين كره متخيل است متخيل بدان معنى كه در پيدايش رنگين كمان گفته آمد . و بدين اعتبار كه هوا بر دو قسم ياد شده منقسم شود ، عناصر مانند آسمانها به هفت قسم خواهند بود . سخن برخى از پيشينيان در پيدايش آخشيگ آتش اين است كه آخشيج هوا از محدّب كره ارض تا مقعر فلك قمر را فرا گرفته بوده است ، و بر اثر اصطكاك و محاكّه فلك قمر كه فلكى سريع السير است با هوا ، علاوه اينكه معدّل النهار نيز شب و روزى يك دوره آن را به خلاف توالى مىگرداند ، كمكم هواى مجاور فلك قمر گرم و تبديل به نار شده است ، و همينسان بتمادى حركت فلك قمر حجم كره نار فزونى يافته است كه لاجرم حجم نار محاذى منطقه فلك قمر بيش از حجم طرفين مجاور قطبين فلك است كه در نتيجه شكل كره نار محدّب آن كروى ،