حسن حسن زاده آملى
348
ده رساله فارسى (فارسى)
و هم آن چيز كه در ته ظرف ديده مىشود ، بزرگتر از حجم واقعى خود كه در هوا يعنى بيرون آب ديده مىشد ، مرئى مىگردد ، زيرا كه آب غليظتر از هوا است : و بسبب اين غلظت نور شكسته و پراكنده و پخش مىشود و آن چيز بزرگتر مىنمايد . شكل « لب » خزينه دوم جامع بهادرى در همين مطلب است كه هرگاه مبصرى در ثخن آب باشد و بصر در هوا ، در اين صورت آن مبصر ، أعظم مرئى مىگردد : از نفس خود به همان بعد كه در هوا باشد الخ . « 1 » اگر كسى هنگام غروب قرص خورشيد و ماه ، در كنار دريا بوده باشد ، قرص خورشيد با ماه را با اينكه از افق فرو رفتهاند تا چندى بالاى دريا مىبيند ، و گمان مىكند كه در واقع هنوز فوق افقاند . و نيز قرص خورشيد و ماه و ساير اختران هنگام طلوع و غروب بزرگ ديده مىشوند ، و هر چه از افق بالا مىآيند كوچكتر مشاهده مىگردند . و دليل اين امر همان اختلاف جرم هوا در غلظت و رقت است كه گفتهايم . و به همين سبب انكسار نور جرم آفتاب و ماه مثلا گاهى كه بدر است در وقت طلوع و غروب مائل به بيضىاند ، زيرا يكطرف قرص آنها كه ملاصق به افق است ، و در طبقه هواى غليظتر واقع مىشود ؛ و نور بيشتر منكسر مىگردد ، و طرف مقابل كه از افق مرتفع است در فضاى هواى رقيقتر است و انكسار نور كمتر ، و لاجرم دو پهلوى قرص بر افق به يك نسبت منكسر مىگردد ، و چنان نمايد كه قرص آنها از يكجهت باريكتر باشد و به شكل بيضى نمايد . از جمله كائنات الجوّ و آثار علوى ، قوس قزح است كه آن را به فارسى قلمى كتابى « آدينده » گويند ، بر وزن پاك بنده . و آن را « كمان رستم » نيز خوانند .
--> ( 1 ) . ص 183 .