حسن حسن زاده آملى

232

ده رساله فارسى (فارسى)

امام عليه السّلام : آنگاه كه در مسجد خيف نماز خواندى آيا نيّت كردى كه نترسى مگر از خدا و اميدوار نباشى مگر به رحمت او ؟ شبلى : نه . امام عليه السّلام : آنگاه كه قربانى خود را ذبح كردى آيا نيّت كردى كه طمع را سر بريدى و به ابراهيم عليه السّلام به ذبح فرزندش اقتداء كردى ؟ شبلى : نه . امام عليه السّلام : آنگاه كه به مكه بازگشت كردى و طواف افاضه بجاى آوردى آيا نيّت كردى كه افاضه ( كوچ كردن ) به رحمت خدا كردى و به طاعت او بازگشت كردى و به سوى او تقرّب جستى ؟ شبلى : نه . امام عليه السّلام فرمود : به منى نرسيدى ، و رمى جمره‌ها نكردى ، و حلق رأس انجام ندادى ، و قربانىات را ذبح نكردى ، و در مسجد خيف نماز نگزاردى ، و طواف افاضه بجاى نياوردى ، و به سوى خداوند تقرّب نجستى ، چه اينكه تو حجّ نكردى . پس شبلى از تفريط حجّش به ندبه و زارى افتاد و پيوسته آداب حج مىآموخت تا سال ديگر از روى معرفت و يقين حج بگزارد . پايان حكيم ناصر خسرو علوى قصيدهء غرّايش : « حاجيان آمدند با تعظيم . . . » را از اين حديث اتخاذ كرده است و حقا نيكو به نظم درآورده است و شهرت آن ما را از نقلش بىنياز گردانيده است . و نيز همين روايت امام سجاد عليه السّلام را استاد بزرگوارم عارف متألّه و شاعر مفلق جناب حكيم ميرزا مهدى الهى قمشه‌اى رضوان اللّه عليه به اسم « مناسك حج عاشقان » به نظم درآورده است كه در كلّيات ديوان آن جناب درج