حسن حسن زاده آملى
215
ده رساله فارسى (فارسى)
باغبانى بنفشه مى انبود * گفتم اى كوژ پشت جامع كبود اين چه رسمى است در جهان كه تو راست * پير ناگشته بر شكستى زود گفت پيران شكستهء دهرند * در جوانى شكسته بايد بود از اين تعبير قصد تعيير سالخوردگان ندارم ولى آنچه در احوال ارباب وصول و اصحاب كشف و شهود خواندهايم و شنيدهايم اغلب آن بزرگان در جوانى كه شجرهء ملعونهء دنيا در آنها ريشه ندوانيده بود به مقامات سامى نائل شدند . اين قرآن حكيم است كه درباره اصحاب كهف فرمايد : نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً « 1 » . در باب حقيقة الايمان و اليقين اصول كافى كلينى رضوان اللّه تعالى عليه روايت شده است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نماز صبح بگزارد و بعد از نماز جوانى را در مسجد ديد كه پينگى مىزد و سرش را فرود مىآورد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به دو گفت : اى فلان چگونه صبح كردهاى ؟ گفت : يا رسول اللّه صبح كردهام در حالى كه صاحب يقينم . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از گفتار وى به شگفت آمد و گفت : هر يقينى را حقيقتى است ، حقيقت يقين تو چيست ؟ گفت : اى رسول اللّه يقينم مرا اندوهگين كرد و شبم را به بيدارى و روزهاى گرمم را به تشنگى كشانيده است تا آنكه گويا من اكنون به عرش پروردگار نگاه مىكنم كه براى حساب واداشته شده است و خلائق براى حساب محشورند و من در ميان آنانم و گويا كه به اهل بهشت مىنگرم كه در بهشت متنعّمند و يكديگر را مىشناسند و بر اريكهها تكيه دادهاند و گويا كه اهل آتش را
--> ( 1 ) . كهف / 14 .