حسن حسن زاده آملى

20

ده رساله فارسى (فارسى)

مبين و در عالمى حكيم ، و اينها اسامى است كه در قرآن از آنها اسم برده شد و آن را هزاران اسم است كه شنيدن آنها با اين گوش سر امكان ندارد وانگهى : معانى هرگز اندر حرف نايد * كه بحر قلزم اندر ظرف نايد و اگر در عالم عشق حقيقى و محبت الهى داراى گوش باطنى هستى توانى آن نامها را بشنوى و آن اطوار را بنگرى . بدان كه يك شئ را مىشود كه چندين وجود باشد از قبيل وجود عينى و وجود ذهنى و وجود لفظى و وجود كتبى . به قول متأله سبزوارى در منطق منظومه : و تلك عينى و ذهنى طبع * ثمّت لفظى و كتبى وضع و هر يك از اين وجودات را نيز مراتب عديده است ، مثلا : وجود عينى را ، طبيعى و مثالى و نفسى و عقلى و غيرها است ، و باز هم اين مراتب به حسب دو قوس نزول و صعود ذو مراتب است . و وجود ذهنى را نيز به بودن در اذهان عاليه ، و در اذهان سافله ، و در اذهان آدميان نيز به حسب بودن در عاقله و در وهم و در خيال و در حس مشترك ، مراتب است . وجود لفظى نيز به حسب لغات مختلفه و حروف مركبه و حروف مقطعه ذو مراتب است ، چنان كه در حروف مقطعه الف كه قطب حروف است براى ذات اقدس حق است ، و با براى عقل اول ، و سين براى انسان . وجود كتبى هم به حسب اطوار خطوط مختلفه گوناگون است . پس ممكن است كه يك شئ را ظهورات مختلف باشد و در هر عالمى و موطنى حكمى خاص داشته باشد و چون يك شئ را وجودات گوناگون است ، و وجود ذهنى و لفظى و كتبى اسماى وجود عينىاند ، و هر اسمى آلت لحاظ براى مسمّى است ، لذا اسم به وجهى عين مسمّى است چنان كه محققين عرفاء فرموده‌اند اسم عين