حسن حسن زاده آملى

185

ده رساله فارسى (فارسى)

و از اين قبيل است تكلم حصا در دست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه نطق و تكلم سنگ ريزه به ملكوت او است و اعجاز رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم اين بود كه نطق لسان ملكوت آنها را به أسماع دنيوى إسماع كرده است ، بلكه آنچه را كه نبى يا ولى معجزه كرده است از قبيل انطاق جماد و احياى آن ، همه از اين بابند ، چه اين‌كه عصاى موسى و طير عيسى ، حياتشان به ملكوتشان بوده است و ملكوت از اهل اين عالم غائب است مگر اينكه خداوند بنا بر حكمتى براى ايشان اظهار بدارد ، پس زمان در بعضى عوالمش حى است و مر او را شعور است . بنابراين باكى نيست كه زمان به حسب همان عالم خود كه حى و شاعر است طرف خطاب و توديع قرار گيرد . زمان را به بيان مذكور اصلى مفارق است كه علت اين زمان و روح آن است و با وى معيت وجودى طولى دارد . و در لغت لاتين و گرك براى زمان رب النوع بنام ساتورن ( Saturne ) قائل‌اند و شايد اشارت به همين مطلب سامى بوده باشد . از آنچه كه در بيان ليلة القدر تذكر داده‌ايم دانسته مىشود كه ليلة القدر را به حسب نشأه عنصرى زمانى ، افراد متشابه و متماثل ، در يك سال و يا در يك ماه بوده باشد ، مثلا در يك ماه مبارك رمضان به حسب اختلاف آفاق در يكى از آفاق شرقيه مثلا هند شبى بيست و سوم ماه مبارك رمضان باشد كه به حسب روايات اهل بيت عصمت و طهارت ليلة القدر است ، و حال اين‌كه شب قبل آن در يكى از آفاق غريبه آن مثلا ايران شب بيست و سوم ماه مبارك بوده است كه در آفاق ايران رؤيت هلال ماه مبارك يك شب قبل از هند به وقوع پيوسته است كه هر دو شب ليلة القدر است و به حسب آفاق متعدد است به تعدد ظلى و زمانى ، چنان كه هر يك از انواع عالم ماده و مدت را وجود متفرد عقلانى است كه به اذن اللّه مدير و مدبر افراد متكثر عنصرى نوع خود است و همه آنها را در حضانت خود دارد و در شرع