حسن حسن زاده آملى
139
ده رساله فارسى (فارسى)
به حكم اللّه و حكم داود فاذا ورد علينا الشىء الذى ليس عندنا تلقانا به روح القدس . و در حديث ديگر از جعيد الهمدانى عن على بن الحسين عليهما السّلام قال سألته باى حكم تحكمون قال حكم آل داود فان اعيانا شىء تلقانا به روح القدس . انسان حقيقت واحده ذات مراتب است ( النفس فى وحدته كل القوى ) پس پنج روحى كه در سابقون است ، مراد اين نيست كه پنج روح متعدد در ايشان باشد زيرا كه ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ « 1 » ، بلكه يك حقيقت واحده ذات مراتب است كه با عبارات و جهاتى اسامى گوناگون به او داده مىشود . حديث شريف كميل از امير المؤمنين عليه السّلام راجع به اقسام نفس ، در اين مقام در دلالت به مقصود به كار آيد ، ( حديث اول از چهل حديث در معرفت نفس كه نكته هزار و يكم هزار و يك نكته است ) . غرض اينكه جميع افعال و اقوال و احوال ناشى از همان يك حقيقت است كه مىگويد : من رفتم ، و من طاعت خدا كردم ، و من خوف خدا دارم ، و من معصيت را ناخوش دارم ، و من ايمان به غيب دارم ، و من اكل و شرب دارم ، و من عدل و داد مىكنم ، و من عالم به همه اشياء از تحت العرش تا تحت الثرى هستم . و اين روح القدس كه در مقربين است همان قوه قدسيه است كه فارابى و ديگر حكماى الهى گفتهاند : النبوة تختص فى روحها بقوة قدسية . يعنى اين روح القدس مرتبه عالى جان ايشان است نه اينكه مراد از آن جبرئيل عليه السّلام بوده باشد . اگرچه روح القدس يكى از اوصاف امين وحى الهى جبرئيل عليه السّلام است قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ « 2 » و بدين معنى در روايات بسيار آمده است جز آنكه در احاديث
--> ( 1 ) . احزاب / 5 . ( 2 ) . نحل / 103 .