حسن حسن زاده آملى
63
دو رساله مثل و مثال (فارسى)
بشنويد اى دوستان اين داستان * خود حقيقت نقد حال ماست آن نقد حال خويش را گر پى بريم * هم ز دنيا هم ز عقبى برخوريم و آن كه گفته است : « تمثيلى است كه افلاطون براى دنيا و احوال اهل دنيا آورده است . . . » در باب برزويه طبيب كليله و دمنه تمثيلى در اين باره آورده است ، و لكن تمثيل افلاطون و استادش بسيار حكيمانه و عارفانه است ؛ اگرچه برزويه نيز هنر به كار برد و ذوق نشان داد : « هركه همّت در آن بست و مهمّات آخرت را مهمل گذاشت همچون آنمرد باشد كه از پيش شتر مست بگريخت و بضرورت خويشتن در چاهى آويخت . . . » « 1 » . و آن كه گفته است : « و آن را هم كسى به ديگرى نمىتواند اعطاء كند . . . » اين سخنى بسيار ستوده است چه اين كه واهب علوم و فيّاض على الإطلاق واجب تعالى است و استاد و درس و بحث و مطالعه و فكر و خواندن و نوشتن در نظر فيلسوف همه از معدّاتند و معلّم حقيقى خدا است ؛ قوله تعالى شأنه : الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ ؛ و قال سبحانه : الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ . متأله سبزوارى در منطق « اللئالى المنظومة » فرموده است : و الحق أن فاض من القدسى الصور * و إنّما إعداده من الفكر براى تفصيل و تحقيق اين مطلب سامى به تعليقات اين كمترين بر « اللئالي المنظومة » موسوم به « نثر الدراري على نظم اللئالي » « 2 » رجوع بفرمائيد ، و اللّه سبحانه فتّاح القلوب و منّاح الغيوب . عارف رومى نيز در دفتر پنجم مثنوى در موضوع مذكور گويد : اين سببها بر نظرها پردهها است * كه نه هر ديدار صنعش را سزا است
--> ( 1 ) . كليله و دمنه - بتصحيح و تعليقات اين كمترين حسن حسنزاده آملى - ط مؤسسه انتشارات امير كبير تهران - ص 84 ( 2 ) . ص 285 - 297