حسن حسن زاده آملى

42

دو رساله مثل و مثال (فارسى)

محسوسات و مدركات ما معتبر هست يا نيست ؟ حصول علم و يقين براى انسان ميسّر است يا نه ؟ بارى حقيقت كدام است و تكليف آدمى چيست ؟ اين است مسئله لا ينحلّ كه از روزى كه انسان صاحب نظر شده آن را طرح كرده و در آن باب هر كسى بر حسب فهم گمانى داشته و خواسته است در اين شب تاريك راهى بجويد . . . » . وجه حلّ اين است كه اشياء واقعيّت دارند و سوفسطائى سخت بغلط رفته است ؛ و اشياء را دو گونه وجود است در طول هم يكى مجرّد و ديگرى مادّي . مجرّد واقع و حقيقت ثابت و غير متغيّر و واحد غير متعدّد است و او علم است و اصل مادّه و مادّى است و مادّه قائم به اوست ، و علم و معلومى كه معتبر است همان اصل است و محسوسات بىاعتبارند ، و تكليف آدمى رسيدن به آن اصل و بوحدت مطلقه است و چون بدين مقام رسيد انسان است . و نفس ناطقه انسانى بالفطره طالب كمال است ؛ و وحدت مطلقه علّت موجودات و نهايت مطالب و مقاصد و صرف محامد است ، الحمد للّه ربّ العالمين . يا واهب العقل لك المحامد * إلى جنابك انتهى المقاصد و اگر مدركات ما معتبر نبودند و حصول علم و يقين براى انسان ميسّر نمىشد اين همه آثار بىكران علمى كه از انسان صادر است بايد پندارى بىاساس و غير منتج به نتيجه بوده باشد و حال اين كه چنين نيست ؛ و ما اين مطلب را در اوائل كتاب « دروس معرفت نفس » كه مكرّر بطبع رسيده است بتفصيل مورد بحث قرار داده‌ايم . آن‌كه گفته است : « علوم رياضى بخصوص به اين منظور يارى مىكند . . . » آرى علوم رياضى براى حكيم بمثابت مسطره براى خطّاط است ، همچنان كه مسطره مشّاق را از كجى و بىنظمى در كتابت حروف و انحراف سطور حافظ است ، علوم رياضى نيز فكر را از خطاء و اعوجاج و انحراف باز مىدارد و به دو استقامت و اعتدال مىدهد زيرا