حسن حسن زاده آملى

11

دو رساله مثل و مثال (فارسى)

فصل اوّل در تعريف مثل بحث مثل و معرفت بدان از چند جهت لازم است : از آن جمله اين كه مخرج موجودات طبيعى از نقص بكمالند كه در حقيقت فاعل و غايت و صورت يعنى جهت وحدت آنهايند كه بدين جهت علّت حسن و بهاء و زيبايى آنها هستند . و از آن جمله اين‌كه كثرت در ارباب انواع با اين‌كه مفارقات نوريه‌اند چگونه است ؟ و از آن جمله اين‌كه آنها موضوع حقيقى علم يعنى صورت علميّه حقيقيه اشياءاند كه در بحث از وجود ذهنى و اتحاد عاقل بمعقول و بحث علم در حكمت متعاليه اهميّتى بسزا دارد . و از آن جمله اين‌كه از شرع انور رواياتى عديده در اين موضوع بخصوص بلفظ مثال و تمثال و صورت و مانند آنها وارد شده است كه در بيان و شرح آنها لازم است سخن بميان آيد . بدان كه افلاطون و استادش سقراط - قدّس سرّهما - قائل بودند كه موجودات طبيعيه متأصّله را يعنى هر نوعى از انواع متأصّله را در عالم إله ، صورت مجرّده يعنى فرد نورى عقلى است كه آنها را مثل إلهيّه و صور و ارباب انواع و اصحاب انواع