حسن حسن زاده آملى
51
دروس معرفت نفس (فارسى)
تو با هوش و رأى از نكو محضران چون * همى برنگيرى نكو محضرى را اگر تو ز آموختن سرنتابى * بجويد سر تو همى سرورى را درخت تو گر بار دانش بگيرد * به زير آورى چرخ نيلوفرى را غرض اين كه در نظام هستى كه به دقّت بنگريم مىبينيم كه پيدايش هر چيز در هر حال به طور حتم و وجوب است و بودن آن در گشتن كارخانهء عظيم وجود و اداره شدن آن ضرورى و لازم است و هيچ دستى نمىتواند آن را بردارد ، و هيچ هوش و بينش و خرد و دانش آن را زشت و ناپسند نمىيابد و بد گفتن و بد ديدن از دهنها و از ديدههايى است كه به قول ناصر خسرو از نكو محضران نكو محضرى نگرفتهاند . درس پانزدهم اجازه بفرماييد كه باز در دنبالهء موضوع درس چهاردهم سخن به ميان آيد : ابن سينا در طبيعيات شفا آورده است كه آب دهان انسان اگر در دهان مار ريخته شود مار را مىكشد به خصوص اگر آب دهان روزهدار باشد . « 1 » در اين گفتار تأمل بفرماييد تا مقصود از خير يا شرّ بودن موجودى دانسته شود . تصديق داريد كه آب دهان انسان شيرين است ، و اگر اين آب شيرين از چشمهء كوثر دهان نجوشد بدن انسان مىميرد . پس زنده بودن بدن به آب شيرين دهان وابسته است و به تعبير كوتاه آب دهان آب حيات بدن است . آيا آب دهان براى انسان بد است و وجود او براى انسان شرّ است يا خير محض است ، چه مىفرماييد ؟ بديهى است كه همگى باور داريد خير صرف است . ولى همين آب شيرين دهان انسان كه مايه حيات اوست زهر قاتل مار است ، آيا نه چنين است ؟ حالا ببينيم زهر مار براى مار چگونه است ؟ بايد گفت همانطورى كه آب دهان انسان مايه حيات انسان است ، آب دهان مار براى مار نيز شيرين و مايه حيات اوست ،
--> ( 1 ) . شفا ( چاپ سنگى ) ، ج 1 ، ص 417 .