حسن حسن زاده آملى
38
دروس معرفت نفس (فارسى)
استوار باشد . از دوستان دانشپژوه و ارجمند و فرزندام پوزش مىخواهم كه هنگام رفتنم به قم فرا رسيد و مىدانيد كه برنامه كارم بدين گونه است . گذشته از اين كه با شما خو كردهام كه از اين روى جدايى از شما برايم دشوار است . سخن ديگر نيز بالاتر از خو گرفتن با يكديگر در كار است ، و آن اين كه هر كسى اثرش را دوست دارد ؛ زيرا كه اثر هر كسى آينهء دارايى آن كس است ؛ و از اينجاست كه مهر پدر به فرزند بيش از مهر فرزند به پدر است و هم چنان كه پدر به فرزندش مهر مىورزد استاد نيز به شاگردش مهربان است كه شاگردان فرزندان وىاند و آينهء دارايى او مىباشند ؛ لذا گفتهاند الولد سرابيه . و هم چنان كه پدر مىخواهد نشانهاى از خود به نام فرزند داشته باشد و عقيم نباشد ، دانشمند نيز آن چنان بلكه دو صد چندان است . مىبينيد كه يك باغبان تا چه اندازه به درختها و نهالهايى كه كاشته و تربيت كرده است ، عشق مىورزد و از اثرش كه به بار نشسته چگونه خوشحال و شاداب است ؛ و يك نويسا نبشتهء خود را تا چه اندازه گرامى دارد و از آن خوشنود است ؛ و يك نگارنده از نگاشتهء خود و يك درودگر از ساختهء خود و همچنين هر كسى از اثر خود . مادر سقراط ماما بوده است و سقراط مىگفت من مانند مادرم پيشهء مامايى پيش گرفتم . او كودكان را در زادن كمك مىكرد و من جانها را يارى مىكنم كه زاده شوند ؛ يعنى به خود آيند و راه كسب و معرفت را بيابند « 1 » اين بود گفتار سقراط ، استاد افلاطون ، استاد ارسطو . بنابراين چگونه خرسند نباشم كه پيشهء با ارج مامايى را كه چون سقراطى پيشهء خود كرده بود پيش گرفتم ؛ و يا دارم باغبانى مىكنم ، اگر آن باغبان نهال مىپروراند اين باغبان كمال مىپروراند . سخنى ديگر در خويشتن نهفته دارم كه فاش كردن آن را بهتر از پنهان داشتنش مىبينم و آن اين است كه فروردين هزار و سيصد و پنجاه و چهار فرا رسيده است ،
--> ( 1 ) . سير حكمت در اروپا ، ص 14 .