حسن حسن زاده آملى

19

دروس معرفت نفس (فارسى)

و توجه تام سخن گفت و از سر فكرت و تأمل جواب داد . اينك از عادت به درآييم و با همان ديدهء ايجاد دفعى جهان را بنگريم . هر آينه در اين نگريستن چيزهايى عايد ما خواهند شد و به فكر ما خواهد رسيد و حالاتى براى ما خواهد بود . درس هفتم وقتى چنين حالت أعنى خروج از عادت كه در درس پيش گفته‌ايم برايم پيش آمد ، مدتى در وضعى عجيب بودم كه نمىتوانم آن را به بيان قلم درآورم و به قول شيخ شبسترى در گلشن راز : كه وصف آن به گفت‌وگو محال است * كه صاحب حال داند كان چه حال است در آن حال به نوشتن جزوه‌اى به نام « من كيستم » خويشتن را تسكين مىدادم ، اكنون پاره‌اى از آن جزوه را به حضور شما بازگو مىكنم : من كيستم ؟ من كجا بودم ؟ من كجا هستم ؟ من به كجا مىروم ؟ آيا كسى هست بگويد من كيستم ؟ آيا هميشه در اينجا بودم ، كه نبودم ؛ آيا هميشه در اينجا هستم ، كه نيستم ؛ آيا به اختيار خودم آمدم ، كه نيامدم ؛ آيا به اختيار خودم هستم ، كه نيستم ؛ آيا به اختيار خودم مىروم ، كه نمىروم ؛ از كجا آمدم و به كجا مىروم ؛ كيست اين گره را بگشايد ؟ ! چرا گاهى شاد و گاهى ناشادم ، از أمرى خندان و از ديگرى گريانم ؛ شادى چيست و اندوه چيست ، خنده چيست و گريه چيست ؟ مىبينم ، مىشنوم ، حرف مىزنم ، حفظ مىكنم ، ياد مىگيرم ، فراموش مىشود ، ضبط مىشود ، احساسات گوناگون دارم ، ادراكات جور واجور دارم ، مىبويم ، مىجويم ، مىپويم ، ردّ مىكنم ، طلب مىكنم ؛ اينها چيست چرا اين حالات به من دست مىدهد ، از كجا مىآيد ، و چرا مىآيد ، كيست اين معمّا را حلّ كند ؟ ! چرا خوابم مىآيد خواب چيست ؟ تشنه مىشوم آب مىخواهم تشنگى چيست آب چيست ؟ خواب مىبينم خواب ديدن چيست ؟ بيدار مىشوم بيدارى چيست چرا