حسن حسن زاده آملى

76

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

در انتاج مقدمات قياس ، معتزلى ، قائل به استقلال است كه مقدمات قياس را مولّد نتيجه مىداند ، همچنان كه مىگويد حركت يد مثلا مولّد حركت مفتاح است . و اشعرى كه منكر عليّت است و صرف سنّة اللّه و عادة اللّه و مجرّد توافى و معيت قائل است ، در انتاج مقدمات قياس نيز به صرف عادة اللّه مىداند . خواجهء طوسى در مسألهء بيست و دوم فصل پنجم مقصد دوم تجريد الاعتقاد در بحث علم گويد : « و حصول العلم عن الصحيح واجب . » و شارح علامه در شرح آن گويد : اختلف الناس هنا ، فالمعتزلة على أنّ النظر مولّد للعلم و سبب له ، و الأشاعرة قالوا : « إنّ اللّه تعالى أجرى عادته بخلق العلم عقيب النظر و ليس النظر موجبا و لا سببا للعلم . » الخ « 1 » ولى حق اين است كه هر دو ، به ناحق سخن گفته‌اند و حق ، امرى وراى آن دو است و انتاج به طور قضيهء منفصلهء حقيقيه ، منحصر به آن دو وجه نيست كه مندوحه و شق ثالثى نباشد ؛ مثل اين كه بگويى : « عدد يا زوج است و يا فرد » كه اگر زوج است ، فرد نيست و بالعكس ، و اگر زوج نيست ، فرد است و بالعكس و رفع هر دو را نشايد ، چنان كه جمع هر دو را ، بلكه مثل اين است كه بگويى : « رنگ ، يا سفيد است و يا سياه » كه رفع هر دو را شايد كه نه سفيد باشد و نه سياه ، رنگى نارنجى باشد . و تحقيق در انتاج مقدمات اين است كه چنان كه به مذهب حق ، در صورت محسوسه واهب صورت مبدأ فياض است و قوا و آلات و شرايط احساس معدّاتند در مطلق صورت علميه مفيض على الاطلاق و معلّم او است و لا مفيض في الحقيقة إلا اللّه و لا مؤثر في الوجود إلّا اللّه . ترتيب مقدمات صغرا و كبرا ، همه معدّاتند و ارتباط بين آن مقدمات و نتايج علمى به گزاف نيست و صرف عادة اللّه و مجرد توافى و معيت نيست ، مانند

--> ( 1 ) . ص 240 ، به تصحيح و تعليقه اين جانب .