حسن حسن زاده آملى
64
خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)
به معتزلى كه همان فرقهء قائل به تفويضند راجع است ، چنان كه در بسيارى از روايات ديگر راجع به جبرى است . سيد جزائرى در انوار نعمانيه گويد : در اخبار اهل بيت عليهم السّلام قدريه ، گاهى بر معتزله اطلاق مىشود ، و گاهى بر اشاعره : و أمّا في أخبار أهل البيت عليهم السّلام فيطلق هذا الإسم تارة على المعتزلة ، و أخرى على الأشاعرة . « 1 » در اصول كافى بابى به اين عنوان است : « باب الجبر و القدر و الأمر بين الامرين » كه قدر را در مقابل جبر قرار داده و رواياتى از اهل بيت عصمت در اين باب آورده است . مثلا از امام صادق عليه السّلام : « لا جبر و لا قدر و لكن منزلة بينهما » . و روايت ديگر : « لا جبر و لا تفويض و لكن أمر بين أمرين . » « 2 » خواجهء طوسى در رسالهء جبر و اختيار گويد : اين قوم را - يعنى مفوضه را - قدريان گويند . و باشد كه عدليان خوانند . و باشد كه قول اوّل را هم - يعنى جبريان را - قدرى خوانند به سبب آن كه گويند كارها به تقدير خداست . علم الهدى ، سيد مرتضى را رسالهاى است در ردّ جبر و تفويض به نام انقاذ البشر من الجبر و القدر . چنان كه گفتهايم ، قدريه در لسان بسيارى از روايات ، ناظر به معتزلى است كه به مجوس تشبيه شدهاند ، چنان كه در وافى و فصل الخطاب عنوان باب در رد جبر و تفويض و اثبات امر بين الأمرين بدين عبارت است : « باب الجبر و القدر و الأمر بين الأمرين » . مجوس ، گبر را گويند . و وجه تشبيه قدرى - يعنى معتزلى - به مجوس اين است كه مجوس ، قائل به دو مبدأ است : يكى يزدان كه فاعل خوبيها يعنى موجد آنها و معطى وجود آنها است ، و ديگر اهريمن كه فاعل بديها است . تفويضى هم در ايجاد افعال به دو مبدأ قائل است :
--> ( 1 ) . ص 199 ، ط حاج موسى . ( 2 ) . ج 1 ، ص 119 - 122 ( معرب ) .