حسن حسن زاده آملى
62
خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)
يشاء اللّه » ، و همچنين مفاسدى كه بر گفتار جبريان مترتّب مىباشد ، بسيار است . جاى بسى شگفتى است كه جبريان و معتزليان هر دو فريق نمازگزارند ، جبرى در شب و روز چند بار چگونه مىگويد : إِيَّاكَ نَعْبُدُ ؟ ! و تفويضى چگونه مىگويد إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ؟ و چه شد كه در « بحول اللّه و قوته أقوم و أقعد » تأمل نمىكنند تا هر دو طايفه از اين تعليم الهى بر صراط مستقيم آيند و بفهمند كه حول و قوت از حق سبحانه است ، و قيام و قعود به بنده اسناد مىيابد ؟ ! ميبدى در فتح هفتم فاتحهء ثالثهء شرح ديوان منسوب به امير عليه السّلام گويد : امام جعفر صادق عليه السّلام با قدريه گفت : « فاتحه بخوان ! » . چون به إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ رسيد ، فرمود : « چون تو در افعال مستقل و متمكنّى ، چه استعانت از خدا مىكنى ؟ « 1 » » . راستى جاى بسى تعجب است كه دين الهى و سنّت ختمى را كه نور محض و عقل ناصع و برهان قاطع است ، بدين گونه آراى ناپسند به ديگران معرّفى كردهاند ! آيا موجب قبح و فضاحت نيست كه اشعرى منتحل به اسلام بگويد : « منطق قرآن بر ابطال حكمت و عقل است . » و با تمسّك به ظاهر « لا يسأل عما يفعل » هرچه بخواهد به خداوند تعالى نسبت دهد ؟ ! و از سوى ديگر معتزلى بگويد : « ما ، در افعال خود مستقليم ، و بر طبق مشيت و ارادهء خود به استقلال ايجاد افعال مىكنيم . » ؟ !
--> ( 1 ) . ص 40 ، ط 1 .