حسن حسن زاده آملى
25
خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)
لم يفعل لم يشأ . و ليس يلزم في هذا أنّه يلزم أن لا يشاء وقتا ما . و هذا بيّن لمن عرف المنطق . « 1 » خلاصهء مفاد اين بيان متين چنين است كه : معنى قدرت را در قادرى به كار برند كه شأن وى اين باشد كه وقتى فاعل فعلى باشد و وقت ديگر ، نى . و اگر قادرى دائم الإراده باشد كه شأن او فقط فاعل بودن است ، او را قادر ندانند . و اين پندارى نادرست است ؛ زيرا « إذا شاء فعل » و « إذا لم يشأ لم يفعل » ، دو قضيهء شرطىاند و به هيچ وجه از شرايط صدق قضيهء شرطى يا حملى اين نيست كه استثنايى تحقق يابد . بنا بر اين لازمهء « إذا لم يشأ لم يفعل » اين نيست كه در وقتى نخواسته است . و چون صحيح باشد كه « إذا شاء فعل » ، صحيح باشد كه « إذا فعل فقد شاء » ؛ يعنى ، هرگاه فاعل است ، فاعل است از آن حيث كه قادر است . پس صحيح است كه « إنّه إذا لم يشأ لم يفعل و إذا لم يفعل لم يشأ » . و لازمهء آن اين نيست كه در وقتى نخواهد . و اين مطلب ، براى كسى كه زبان فهم و آشناى به زبان باشد روشن است . بسيارى از مباحث كتب كلامى را مىبينيم كه كمالات بارى تعالى را با انسان قياس كردهاند و گمان كردهاند كه خداوند را منزه از نقائص مىدانند و ندانستند كه اثبات صفات و احوال انسان ، يعنى كمالات انسانى - مثل اختيار انسانى و ارادهء انسانى و قدرت انسانى و مانند آنها - در بارى تعالى كه كمال مطلق است ، نقص است و اينها كمال حقيقى نيستند و همه مشوب به امكان و استعداد و قوهاند ، و به همين اندازه مىتوان گفت كه اينها مظاهر و اظلال و آيات اسماء و صفات حق - سبحانه - اند . نفخ انسان را لب و لپ و دهان و هوا بايد كه با نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي از ممكن تا واجب ، تفاوت دارد . قرائت اين جا ، بدون مخارج فم و ديگر شرايط صوت ، صورت نمىگيرد كه با سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى و با فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ
--> ( 1 ) . الهيات شفاء ، ج 2 ، ص 468 ، ط 1 ، فصل دوم ، مقاله چهارم .