حسن حسن زاده آملى
68
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
نقير ناوه « 1 » ملاط است گل ميان دو خشت « 2 » امام چه ؟ رژه « 3 » و شمشه رازة « 4 » دان بنا نهيق بانگ حمار و خوار بانگ بقر * صهيل بانگ فرس صرصر است بانگ قطا « 5 » نعيب بانگ كلاغ و طنين بانگ مگس * بناح بانگ سگ و بانگ گرگ چيست ؟ عوا « 6 » هدير بانگ كبوتر صرير بانگ قلم * ضباح بانگ روبه و عوعه است بانگ آوى « 7 » القطعة الاربعون فى بحر المتقارب المثمن المحذوف زهى در علوم ادب معتبر ببحر سخن نظم نطقت گهر فعولن فعولن فعولن فعل * تو اين بحر دلكش تقارب شمر
--> ( 1 ) ناوه بر وزن ساوه چوب كوتاه ميان خالى كرده را گويند كه گل كاران بدان گل كشند ( 2 ) گل ميان دو خشت را اژند گويند و اژند گلى باشد كه بر روى خشت پهن كنند و خشت ديگر بر بالاى آن نهند ( 3 ) رژه بر وزن رجه ريسمانى كه بنايان براستى آن ديوار سازند ( برهان قاطع ) يعنى امام هم بمعنى رژه بنايان آمده و هم بمعنى شمشه بنايان ( 4 ) رازه جمع راز است مثل طالب و طلبة و راز اصل آن رائز بود زيرا از روز مشتق است سپس قلب مكانى شد رازء شد سپس رازى بعد يا حذف شده راز شد و همه اهل لغت رائز را برئيس بنايان معنى نموده اند پس تفسير جمع بمفرد و بمطلق بناء و قصر بناء همه از جهت ضرورت است ( 5 ) حمار خز بقر گاو . فرس اسب . قطا مرغى است كه بپارسى سنگ خوار و سنگ اشكنك گويند . ( 6 ) صحيح آن به مد است ( 7 ) بانگ ابن آوى ( در قطعه هفتم گذشت ) پس حذف ابن و الف براى ضرورتست