حسن حسن زاده آملى
57
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
رطب خرما و قنوان « 1 » خوشه عرجون چوب آنخوشه نخيل و لينة خرما و بن « 2 » چه سلا ؟ « 3 » سيخ خرمائى چنين « 4 » است و ولد بچه چو نسل و نجل « 5 » زاد آمد * گذشته از سه ده كهل « 6 » و شبيبة هست برنائى « 7 » سنام و كتر « 8 » و جبلة چون عريكه نام كوهان « 9 » دان * فتوت شد جوانمردى بصارت چيست ؟ بينائى القطعة السادسة و الثلثون فى بحر المضارع المثمن الاحزب المحذوف از مشك تر « 10 » رقم زده بر صفحه قمر خواهد ز لعل تو دل بيمار نى شكر مفعول فاعلاتن مفعول فاعلن * بحر مضارع آمده اين بحر پرگهر
--> ( 1 ) ) قنوان بضم و كسر قاف جمع قنو بكسر و فتح قاف و سكون نون است و قنو اسم خوشه خرما است چون عنقود كه اسم خوشه انگور است شيخ صيغه جمع را بمفرد معنى نموده و خوشه را باطلاق گفته ولى چون در اين شعر همه لغات مربوط بخرما است قرينه واضحه ايست بر اينكه مراد شيخ خوشه خرما است علاوه بر اين كه در چندين موارد جمع را بر مفرد و معنى را بطور اطلاق گفته كه بعضى از آنها را ما متعرض و بسيارى را از جهت اختصار اهمال نموديم شارح طالقانى قنو را مفرد دانسته و آن را اسم اشاره كه اشاره بخرما شود با تكلفى كه در اين صورت در شعر بايد نمودن كه ضمير آن بر خوشه مقدم شد چه اصل انخوشه خوشه آن است ( 2 ) بن فارسى است بمعنى ريشه درخت و تنه درخت هر دو آمده و در اينجا دومى مراد است يعنى درخت خرما را عرب نخيل و لينه گويند ( 3 ) صحيح آن بالف ممدوده است به وزن قراء خار درخت خرما ( كنز اللغة ) چون خرمائى يعنى خرما فروش براى آلوده نشدنش خرما را با آن سيخ درخت خرما به مشترى ميدهد شيخ بسيخ خرمائى معنى كرده است ( 4 ) بچه كه در شكم باشد ( 5 ) يعنى هر دو بمعنى فرزند و زاد آمدند ( 6 ) يعنى كسى كه از سه ده كه سى سال باشد گذشته او را كحل گويند ( 7 ) جوانى ( 8 ) بكسر كاف و سكون تاء و فتح كاف و تاء هر دو صحيح است ( 9 ) كوهان شتر كوهان بر وزن سوهان بمعنى زين اسب است و آنچه از پشت شتر و گاو برآمده هم كوهان گويند ليكن بطريق مجاز ( برهان قاطع ) ( 10 ) از آنچه در بيت اول قطعه سابقه گفتيم معنى اين بيت نيز معلوم مىشود ومراد از صفحه قمر رخساره و صورت است .