حسن حسن زاده آملى

55

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)

زروى جثه ، هفتاد و يكدرم سيماب چل و شش است « 1 » از ارزير سى و هشت شمار ذهب صد است و سرب پنجه و نه و آهن چل * برنج و مس چل و پنج است و نقره پنجه و چار القطعة الرابعة و الثلثون فى بحر الرمل المثمن المقصور فى معرفة اوزان الفلزات به حساب ابجد اى كه باشد فطرتت در ملك دانش پادشاه كوه پيش همت والاى تو همسنگ كاه فاعلاتن فاعلاتن فاعل‌اتن فاعلان * خيز و در بحر رمل اينقطعه برخوان صبحگاه نه فلز مستوى الحجم را چون بركشى « 2 » * اختلاف وزن دارد هر يكى بى اشتباه زرد ( لكن ) زيبق « 3 » ( الم ) اسرب ( دهن ) ارزير ( حل ) * فضة « 4 » ( ند ) آهن ( يكى ) مس و شبه « 5 » ( مه ) روى ( ماه )

--> ( 1 ) مراد شيخ در اين قطعه آنست كه هر يكى از فلزات خالص بى غش نه گانه در صورتى كه حجم آنها مساوى و به يك اندازه باشد اوزان آنها بان اعداديكه نام برده اختلاف دارد يعنى اگر از يك قالب و پيمانه كه جثه سيماب ( جيوه ) هفتاد و يكدرم شود از همان قالب و پيمانه به همان اندازه جثه روى ( كه يكى از فلزات مشهور است ) چل و شش درم مىشود و از همان قالب به همان جثه ارزيز كه قلعى باشد سى و هشت درم مىشود و به همين بيان تا آخر ( 2 ) اين قطعه با قطعه سابقش بيك معنى است جز آنكه در اين قطعه همان اوزان را بحروف ابجد گفته كه در بين هلالين ( ) گذاشته شد يعنى زر كه طلا باشد به شرط همان صورتى كه قطعه سابقه گفته شد لكن مىشود يعنى صد زيرال بحروف ابجد سى و ك و بيست ون پنجاه مىشود كه مجموع آنها صد است به همين بيان تا آخر و بيان حروف ابجد در پيش گذاشت ( 3 ) جيوه ( 4 ) نقره ( 5 ) برنج