حسن حسن زاده آملى
36
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
القطعة الملحقة فى بحر الهزج المثمن المقبوض الازل فى اسامى القراء السبعة اى غاليه ساى طره ات بدر منير روشن بودت چو مهر تابنده ضمير مفعول مفاعلن مفاعيلن فاع * تقطيع كن اين قطعه و تعليم بگير استاد قرائت بشمر پنج و دو پير * بو عمر و علاء و نافع و ابن كثير « 1 » پس حمزه و ابن عامر و عاصم را از جنس كسائى شمر و هفت بگير
--> ( 1 ) در اين قطعه نامهاى قاريان هفتگانه قرآن مجيد كه قرائت آنها نزد خاصه و عامه بتواتر رسيده و كلام الله مجيد نيز بايد با يكى از آن قرائتها خوانده شود بيان شده و قراء ديگرى نيز هستند ولى چون قرائت آنها بتواتر نرسيده در رشته نظم در نياورده . يكى از آن هفت نفر ابو عمر و بن علاء تميمى مازنى بصرى است در اسم او اختلاف است بعضى گفته اند عريان و برخى رفته اند كه زبان ( بتشديد باء بر وزن منان ) است و دسته به غير اين دو گفته اند حتى اينكه ابن خلكان در تاريخش گفته و الصحيح آن كنيته اسمه ولادتش در سنه ( 70 ) هفتاد هجرى در مكه معظمه بود و وفاتش سنه يكصدو پنجاه و هفت در كوفه و ديگر از آن هفت نفر ابوعبدالله نافع بن نعيم ( به صيغه تصغير ) مدنى مولى عبدالله بن عمر بن خطاب است ابن نديم در فهرستش و همچنين ابن حجر در تقريبش او را بنافع بن عبدالرحمن بن ابى نعيم مولى بنى ليث ضبط نمودند و گفتند اصلا اصفهانى بوده و سيوطى در اتقان گفته كه نافع از هفتاد نفر اخذ قرائت نموده وفاتش در سنه ( 117 ) يا ( 120 ) بوده و ديگر از آن هفت نفر ابو سعيد عبدالله بن كثير مكى مولى عمر و بن علقمة الكنانى است در مكه معظمه سنه چهل و پنج هجرى متولد شده و در سنه يكصد و بيست در مكه نيز وفات نموده و ديگر از آن هفت نفر ابو عمارة حمزة بن حبيب زيات كوفى است قرآنرا بر حضرت امام جعفر صادق ( ع ) خوانده و تحصيل معاش خود از وجه تجارت مى كرد و مولد او سنه هشتاد هجرى و وفات او در سنه يكصد و پنجاه و شش بود و ديگر از آن هفت نفر ابوعمران عبدالله بن عامر يحصبى شامى است در سنه يكصد و هيجده در دمشق وفات نموده و ديگر از آن هفت نفر ابو بكر عاضم بن ابى النجود بهدلة كوفى مولى بنى جذيمة بن مالك اسدى است واعراب قرآنيكه اكنون متداول و شايع است از روى قرائت او است در سنه يكصد و بيست و نه يا بيست و هفت هجرى در كوفه وفات نموده و ديگران آن هفت نفر ابوالحسن على بن حمزه كسائى كوفى مولى بنى اسد است قاضى نورالله شهيد ره در مجالس المؤمنين آورده كه اجتماع مردم بدرس او آنقدر ميشد كه بدشوارى اخذ و ضبط مينمود و بنابراين كرسى مينهاد و در ميان ايشان مينشست و تلاوت قرآن جهت ايشان ميكرد و در سنه يكصدو هشتاد و نه هجرى بسن هفتاد سالگى در رى درگذشت . لفظ پير در شعر يعنى خواجه و بزرگ و معنى بيت آنكه اساتيد قرائت كه پنج و دو نفر ( هفت نفر ) از بزرگان و ارجمندان بوده اند الخ و مراد از جنس در بيت اخير دانش و تحريست يعنى حمزه و بن عامر و عاصم را در علم قرائت مانند كسائى بدان از حيث تجرى و دانشمندى شاعرى نسبت قراء سبعه نامبرده را بشهرهاى آنها بنظم درآورده ( در مكه نخست ابن كثير است امام نافع مدينه ابن عامر از شام ، در بصره ابو عمر و علاء است مقام ، عاصم چوكسا و حمزه از كوفه تمام