حسن حسن زاده آملى

25

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)

فعلاتن مفاعلن فعلن گفتم اين است بحرش اى زيبا من و عن از الى و حتى تا * اين كو كيف چون ام و او يا فى در است و على بر و كم چند * نحن نا اننا « 1 » و انا ما انا « 2 » چون اننى و انى من * ما « 3 » چه و من كه ثم پس مع با انتم و كم شما و ذا اين مرد * انت تو انت زن ولى تنها « 4 » ان ولو گر « 5 » متى كى « 6 » و لانه * اينما همچو حيثما « 7 » هر جا فپس و قبل پيش و بعد سپس * ل مرو « 8 » لى مرا لنا ما را صه مكو مه مكن دع و ذرمان * لم و لما نه و هلم بيا « 9 » ذى و هذى و هذه « 10 » اين زن * مرد را ذا و ذو است با هذا

--> ( 1 ) بفتح و كسر همزه و همچنين در انا ( 2 ) الف آخر خوانده نشود و در دو بعدش بكسر و فتح همزه و معناى صحيح اين دو بدرستيكه من است ( 3 ) از ما استفهام مىشود كه چيست و از من كيست ( 4 ) يعنى در مقام خطاب با يكنفر مرد انت و با يك نفر زن انت بايد گفت ( 5 ) مخفف اگر ( 6 ) در چه زمان ( 7 ) بحركات ثاء ( 8 ) مخفف مر او را مىباشد و كلمه مر از جمله كلمات زائده است كه بجهة حسن كلام آورده مىشود مثلا گفته مىشود مر او را ديدم و مر او را بخشيدم و گاهى افاده معنى حصر مىكند چنان كه سعدى گفته مر او را رسد كبريا و منى كه ملكش قديمست و ذاتش غنى يعنى بخصوص خدا را رسد مثال براى اين كلمه ( ل ) قول خداوند متعال انى يكون له ولد و لم تكن له صاحبة يعنى از كجا باشد و چگونه بود مر او را ( خدا را ) فرزندى و حال آنكه او را رفيق و همسرى ( زن ) و اين حرف در بعضى موارد مكسور و در بعضى موارد مفتوح است ( 9 ) صه و مه نيز صحيح است و لفظ مان امر از وا گذاشتن است يعنى واگذار و دست بدار و معانى ديگر نيز دارد كه در اينجا مراد نيست ( 10 ) باشباع كسرها