حسن حسن زاده آملى

81

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

پس هرچه عاقل بود چيزى ديگر را ، روا بود كه ذات خود را داند . [ بيان و برهان ابن سينا در اتحاد عاقل به معقول ] و برهان بر آن كى هرچه مجّرد از مايه است وى عقل است آنست كى هرچه عقل است ممتنع نيست بر ماهيّت وى ( بر ذات وى ممتنع نيست . نسخهء ديگر ) كى مقارن معقولى ديگر باشد به دليل آنكه وى با معنى ديگر معقول شود ( شايد وى با معنى ديگر معقول شود . نسخه ديگر . ) و چون با چيزى ديگر معقول شود لابد مقارن آن دگر معقول بود ، و معيّت با آن ديگر معقول در اين حال خاصّ جز مقارنت نيست در وجود ، اندر قوّت عاقله كى ايشان را دريابد . از اين سنخ درست شد كى هرچه عقل است بر ماهيّت وى ممتنع نيست كى مقارن معقول دگر باشد ( مقارن معقولى دگر بود . نسخهء ديگر ) پس اگر چنان است كى آن چيز بذات خود قائم بود وى را از روى حقيقت خود مانعى نبود كى وى را باز دارد از آنك مقارن معنى معقول باشد ، مگر كى ذلّت وى در وجود مبتلى بود به چيزهائى كه وى را منع كند از آن مقارنت ، چون مايه ( چون مادّه . نسخهء ديگر ) يا چيزى ديگر ، اگر جز از مايه مانعى دگر تواند بود . و اگر حقيقت وى سالم باشد ( مسلّم باشد . نسخهء ديگر ) بر وى ممتنع نبود كى صورت عقلى با وى مقارن شود ، و وى را اين ممكن بود ( و وى را اين حال ممكن بود . نسخهء ديگر ) و در ضمن اين امكان امكان دانستن ذات خود لابد باشد » . شارح محقّق خواجه نصير الدين طوسى در تقرير برهان قسم اول كه « كّل عاقل فهو معقول » فرموده است : قوله : « كلّ شىء يعقل شيئا فانّه يعقل بالقّوة القريبة من الفعل انّه يعقله » صغرى قياس . و انّما قال بالقّوة القريبة لانّه جعل للقّوة ثلاث مراتب : بعيدة هى العقل الهيولانى ، و متوسّطة هى العقل بالملكة ، و قريبة هى العقل بالفعل . و هى الّتى ( اى القريبة الّتى هى العقل بالفعل ) تقتضى ان يكون للعاقل ان يلاحظ معقوله متى شاء ، فالمراد أن كلّ شىء يعقل شيئا فله ان يعقل بالفعل متى شاء أنّ ذاته عاقلة لذلك الشىء و ذلك لأنّ تعقّله لذلك الشىء هو