حسن حسن زاده آملى

49

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

درس چهارم در بيان و تميز بين قول منسوب به افلاطون در قدم نفس ، و قول مشّاء كه نفس در اول خلقتش مجّرد از مادّه است ، و حكم به اين‌كه نفس در به دو فطرتش جسمانى و در بقاء روحانى است ؛ به عنوان مزيد بصيرت بحثى به اجمال مىنمائيم . اقوال و آراء دربارهء حقيقت نفس بسيار است . شيخ الرئيس در فصل ثانى مقالهء اولى نفس « شفاء » ( ج 1 ص 282 ) اقوال قدماء را نقل و پس از آن ، آنها را نقض كرده است ، به اين عنوان : « الفصل الثانى فى ذكر ما قاله القدماء فى النفس و جوهرها و نقضه » . و مولى صدرا در « اسفار » « 1 » همهء آن آراء را از « شفاء » نقل كرده است و به جاى نقض حمل بر رمز نموده است و هريك را به وجهى وجيه تأويل برده است و تعديل نموده است ، و نقض و ردّ را كارى آسان دانسته است ، و اسناد ظواهر اين آراء را به حكماى پيشين ناروا خوانده است . در آغاز گفته است : « فصل فى تعديد مذاهب القدماء فى أمر النفس ، ذكرها الشيخ فى « الشفاء » و نقضها ، و نحن

--> ( 1 ) - « اسفار » ج 4 ، ص 59 ، فصل ششم ، باب پنجم ، كتاب نفس