حسن حسن زاده آملى

455

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

فكأنّه خمر و لا قدح * و كأنّها قدح و لا خمر و ذلك لوحدتها الجمعيّة الكاملة الّتى حصلت لها عند ذلك الّتى هى ظل للوحدة الالهيّة بل هى هى بعينها من وجه لفناء النفس حينئذ فى الحق » « 1 » . كا - تبصره : [ در نفوس كامل ، قواى نظرى و عملى اتحاد دارند ] در اينكه مبدأ همان معاد است . دانستيم كه انسان از آن حيث كه انسان است خوراك او علم است و علم عين انسان مىشود كه انسان از علم ساخته مىشود و فعليّت آن بايد به معارف الهيّه و ملكات علميّه و عمليّهء صالحه باشد ، يعنى فقط خوراك انسان حيات است زيرا كه شيئيّت هرچيز به صورتش است و صورت انسانى حيات و شعور و فكر و ادراك و عقل است ، و اينها به حكم اتّحاد علم و عالم و معلوم از علم ساخته شدند و خود علم‌اند كه حيات و روح است . هيچ خورنده‌اى حيات نمىخورد ، نبات و حيوان تا جماد نشدند خوراك خورندهء خود نمىشوند ، حيوان كه گياه مىخورد جماد مىخورد نه نبات نامى زيرا به بريده شدن نبات از اصل خود ، ديگر نبات نيست همچنانكه اگر حيوانى را مىخورد باز جماد را مىخورد نه حيوان بما هو حيوان را ؛ انسان نيز بما هو حيوان در خوردن نبات و حيوان در اين جهت با ديگر خورنده‌ها يك حكم دارند ، و لكن انسان بما هو انسان خوراك او حيات است كه علوم و معارف است « وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » « 2 » . و علم حكمت است و حكمت پى بردن و رسيدن به حقائق موجودات است آن چنان كه مىباشند يعنى فهم كردن كتاب آفاق و انفس است ، از اين‌روى فرموده‌اند : « الحكمة صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينى » ، و به عبارة اخرى چنان‌كه عقل اول جامع جميع فعليّات مادون خود به نحو اكمل و اتمّ است چنان كه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه : « ما من مخلوق الّا و صورته تحت العرش » ، لذا فرموده‌اند عرش مغز عالم است و آدمى در سير تكاملى و سفر در عوالم هستى عروج و ارتقاى به مقام عقل مىكند و عالم عقلى مضاهى

--> ( 1 ) - « عين اليقين » فيض ص 390 ، چاپ رحلى . ( 2 ) - سورهء عنكبوت 29 - آيهء 65 .