حسن حسن زاده آملى

413

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

درس بيست‌وسوم كثيرى از نتائج علمى در مسير تكامل انسانى و سلوك معارف قرآنى ، متفرّع بر مسألهء اتّحاد عاقل به معقول است كه بعضى از آنها را در دروس قبل گفته‌ايم و طايفه‌اى از آنها را در اين درس در تحت عنوان چند تبصره مىآوريم : الف - تبصره : در حدوث عالم به مبناى اتّحاد عاقل به معقول بدانكه در حدوث و قدم عالم در كتب كلامى و حكمى و عرفانى بحث شد . متكلّمين عالم را حادث به حدوث زمانى مىدانند به اين معنى كه خدا بود ، خدايى جداى از عالم ، و جز او هيچ نبود و پس از امتدادى موهوم عالم را از عدم ايجاد كرد . اين قول در نزد حكيم و عارف اوهن از بيت عنكبوت است . هيچ حكيم الهى امساك فيض و اسناد بخل را به مبدأ عالم كه فيّاض مطلق و علّت تامّهء مطلقه است و او را هيچ حالت منتظره‌اى در فاعل بودنش نيست روا نمىدارد و تخلّف معلول از علّت تامّه‌اش را جائز نمىداند . لذا عالم را كه فيض حقّ است قديم زمانى و حادث به حدوث ذاتى مىداند نه زمانى كه ذاتا ممكن است و ممكن در پيدايش خود محتاج به علّت است كه مسبوق به عدم ذاتى است ، و ممكن در حدّ ذاتش نه اقتضاى وجود دارد و نه عدم بلكه لا اقتضا است و وجود ، لاحق و عارض آنست خلاصه اينكه هر وجود ممكن مسبوق به عدم ذاتى است و هرچه مسبوق به عدم ذاتى